فایل های مشابه شاید از این ها هم خوشتان بیاید !!!!
توضیحات محصول دانلود پاورپوینت عيب جويى و انتقاد (کد11649)
دانلود پاورپوینت عیب جویى و انتقاد
\nانتقادگرى و انتقادپذیرى در حکومت علوى
\n\n عنوان های پاورپوینت :
\nمقدمه
\nمفهوم انتقاد
\nعیب جویى و انتقاد
\nنهى از منکر و انتقاد
\nفلسفه انتقاد
\nارزش و جایگاه انتقادگرى
\nنقد حاکمان
\nتفاوتهاى اساسى نقد حاکمان و مردم
\nنقدپذیرى حاکمان
\nانتقاد از حاکمان و امنیّت ملّى
\nمرز انتقاد و توطئه در حکومت علوى
\nعلل فراخوانى على(ع) به نقد حکومت خود
\n \n\n
\n\nقسمت ها و تکه های اتفاقی از فایل\n\n \n\nمقدمه\n\nامروزه، یکى از جدّى ترین مسایل فلسفه سیاسى، نقش مردم در تعیین نوع و هدایت سمت و سوى حکومت است. حضور مردم در صحنه سیاسى، نمادهاى گوناگون دارد که از مهمترین آنها، حضور نقادانه و جست و جوگرانه مردم در نوع رفتار و منش مسؤولان حکومتى است. بشرِ جایزالخطاء اگر به حال خود واگذارده شود، آن چنان در تهاجمِ انواعِ عواملِ فساد، خودباخته مى شود که گاهى بى آن که خود بفهمد، در کمند شیطان گرفتار آمده و در عین حال، در پندار خود، خویشتن را راه یافته مى یابد.\n\n \n\nمفهوم انتقاد\n\nجوهرى، در صحاح مى گوید: انتقد الدراهم: «أخرج منها الزیف ... ناقَدَهُ: ناقَشَهُ فی الأمر؛ درهمهاى ناخالص را از مجموعه آن جدا کردن، انتقادِ درهمهاست و نقد کسى، به معناى مناقشه کردن با او در باره چیزى است.\n\n \n\nعیب جویى و انتقاد\n\nدر روایات بسیارى، از عیب جویى و سرزنش مؤمن، به شدت نهى شده است.\n\nامیر مؤمنان علیه السلام مى گوید:\n\n... و مَنْ شَغَلَ نَفْسَهُ بغیر نَفْسِهِ، تَحَیَّر فی الظلمات و ارْتبکَ فی الهلکات، و مدّت به شیاطینُه فی طغیانه و زَیَّنَتْ له سیّ ءَ اعماله؛\n\n \n\nنهى از منکر و انتقاد\n\nاز امورى که تشابه و تجانس بسیار زیادى با انتقاد دارد، نهى از منکر است که از اهمّ واجبات اسلام شمرده مى شود، ولى در عین حال، فرقهایى با هم دارند. از مهم ترین آن فرقها، این است که هر نهى از منکرى، خود، نوعى انتقاد هم هست، ولى ممکن است در جایى، انتقاد صورت پذیرد، ولى نهى از منکر بر آن منطبق نباشد.\n\nفلسفه انتقاد\n\nحبّ ذات، امرى است که خداوند متعال، آن را براى صیانت نفس، در هر موجود زنده اى قرار داده است، ولى در مورد انسان، این صفت، گاهى، منشأ انحراف در نگرش او نسبت به زشتیهاى اخلاقى و رفتارى است، به گونه اى که ممکن است در کسى، عیبى باشد، ولى بدان توجّه نکند و از آن غافل باشد، در حالى که همان عیب را، در دیگرى، دیده و روى آن داورى کند.\n\n \n\nارزش و جایگاه انتقادگرى\n\nدر روایات معصومان علیهم السلام از انتقادگرى و انتقادپذیرى، با اهتمامى ویژه سخن رفته است که ما، در این نوشتار، ابتدا، به چند سخن از امیر مؤمنان علیه السلام در این خصوص اشاره مى کنیم و آن گاه، به بیان نکاتى از سخن معروف امام صادق علیه السلام در این باره مى پردازیم.\n\nامیر مؤمنان گفته است:\n\nشرُّ إخوانک مَنْ داهنک فی نفسک و ساترک عیبک؛\n\nنقد حاکمان\n\nجلوگیرى از فساد قدرت و راهکارهاى کنترل آن، از مباحث بسیار اساسى فلسفه سیاست به شمار مى رود. توزیع قدرت و تفکیک قوا و نیز وضع دستگاهها و نهادهاى نظارتى، از مهمترین عوامل بازداره آن محسوب مى شود.\n\nتفاوتهاى اساسى نقد حاکمان و مردم\n\nنقد و ارزیابى حاکمان از سوى مردم، با نقد مؤمنان نسبت به هم، تفاوتهایى دارد که به دو مورد اشاره مى کنیم:\n\n1ـ نقد مردم نسبت به هم، باید به صورت پنهانى باشد، ولى در مورد حکمرانان، اگر تذکر پنهانى سودى نبخشید، باید اعتراض علنى کرد.\n\n2ـ تجسس و ردیابى عیوب و تخلفها در باره مؤمنان جایز نیست و قرآن کریم، از آن نهى کرده است.\n\n \n\nنقدپذیرى حاکمان\n\nانسان، چه بسا در اثر حب نفس، در آغاز، از توجه انتقاد دیگران به خود، رنجیده خاطر شود؛ زیرا آن را نشانه نوعى شکست و عدم توفیق خود دانسته و اعتبار خویش را در معرض خطر و تهاجم مى پندارد، در حالى که اگر خردمندانه بنگرد خواهد یافت که حتى همان «حب ذات»، او را به قبول نقدهایى که از روى خیرخواهى و نیک اندیشى بر او وارد مى شود، دعوت مى کند؛\n\nانتقاد از حاکمان و امنیّت ملّى\n\nاز موضوعاتى که در خصوص انتقاد از حکومت و حاکمان مطرح است، «تنافى انتقاد از حاکمان با امنیت ملى» است. بدیهى است که شأن امنیت ملى، در حدى است که اگر چنین تعارضى تصور شود، بر امور دیگر مقدم است. هرج و مرج و آنارشیسم، در هیچ مکتب صاحب اعتبارى، از دینى و غیر دینى، پذیرفته نیست، ولى حقیقت، این است که اگر نقد و انتقاد از روى میزان و در حدود تعریف شده آن صورت پذیرد ـ که حزم و اندیشه و دلسوزى و خیرخواهى از ارکان آن محسوب مى شود ـ نه تنها تضادى با امنیت ندارد، بلکه مقوّم آن و محققِ آن به حساب مى آید.\n\nمرز انتقاد و توطئه در حکومت علوى\n\nابن ابى الحدید مى نویسد:\n\nو کان الأشعث من المنافقین فی خلافةِ علّیٍ و هو فی أصحاب أمیرالمؤمنین کما کان عبدالله بن أبی بن سلّول فی أصحاب رسول الله کلُّ واحدٍ منهما رأسُ النّفاق فی زمانه؛\n\nاشعث در خلافت حضرت على در میان اصحاب آن بزرگوار، از منافقان بود، همان گونه که عبدالله بن اُبّى، میان یاران پیامبر این گونه بود. هر کدام سردسته نفاق در زمان خود بودند.\n\n \n\n \n\n30 تا 70 درصد پروژه | پاورپوینت | سمینار | طرح های کارآفرینی و توجیهی | پایان-نامه | پی دی اف مقاله ( کتاب ) | نقشه | پلان طراحی | های آماده به صورت رایگان میباشد ( word | pdf | docx | doc )