فایل های مشابه شاید از این ها هم خوشتان بیاید !!!!
توضیحات محصول دانلود پاورپوینت از طبقه 27 به بعد آشنایی با علما و معرفی آثار آنها (کد8052)
دانلود پاورپوینت از طبقه 27 به بعد آشنایی با علما و معرفی آثار آنها
\nعنوان قبلی : از طبقه 27 به بعد
\n\n عنوان های پاورپوینت :
\n\n\nاز طبقه 27 به بعد
\nآشنایی با علما و معرفی آثار آنها
\nاز طبقه 27 به بعد
\nطبقه بیست و هفتم
\nطبقه بیست و هفتم
\n\nآقا محمد بیدآبادی گیلانی
\n(1197)
\n\nاحیاکننده و نشردهنده فلسفه ملاصدرا
\n\nملامحمد مهدی نراقی
\n(1209)
\n\n\nاحتمالا متولد 1128
\n\nشخصیت نراقی
\nاستادان
\nعصر نراقی
\nموضع نراقی
\nآثار
\n( فی الفقه ) :
\n( فی الحکمة والکلام ) :
\n ( فی الریاضیات ) :
\n( فی الأخلاق والمواعظ ) :
\n\n\n\nجامع السعادات
\nافادات نراقی
\n1 در ساقی نامه
\n\nافادات نراقی
\n2
\nافادات نراقی
\n3
\n3.میرزا ابو القاسم حسینى خاتون آبادى (1203)
\n\n4.ملا محراب گیلانى
\n(1197)
\n\nطبقه بیست و هشتم
\nطبقه بیست و هشتم
\n\nآخوندملا علی نوری (1246)
\n\n\n\nشاگردان
\nآثار
\nحاج ملا احمد نراقی (1185- 1245)
\n\n\nاستادان
\nشاگردان
\nنقش تاریخی نراقی
\nتناظر آثار
\nوفات
\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى. (1152- 1218)
\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى. (1152- 1218)
\n\nطبقه بیست و نهم
\nطبقه بیست و نهم
\n\n1.میرزا حسن نورى فرزند ملا على نورى
\n\n2.ملا اسماعیل بن ملا محمد سمیع در بکوشکى اصفهانى،معروف به واحد العین (1277)
\n\nآثار
\nاختلاف در سال وفات
\n3.ملا عبد الله زنوزى (1257)
\n\nمرکزیت یافتن تهران
\nآثار
\n4.ملا محمد جعفر لنگرودى لاهیجى
\n\n\n\nآثار
\n5.ملا آقاى قزوینى (1282)
\n\nطبقه سىام
\n\nحاج ملا هادی سبزواری
\n\n\nشرح حال
\nاساتید
\nشاگردان
\nمکتب علمى
\nآثار
\nکتابها
\nرسائل فارسى
\nرسائل عربى
\nآثار
\nمهمترین آثار فلسفی و عرفانی
\nشرح منظومه سبزواری
\nشروح و تعلیقه های شرح منظومه
\nمکتب فلسفی
\nابتکارات حاج ملا هادی: حدوث اسمی
\nتوضیح حدوث اسمی
\nمنابع خارجی درباره حاج ملا هادی
\nتوشی هیکو ایزوتسو
\n\nتفسیر قرآن
\nنظر علامه اقبال
\nآقا علی مدرس زنوزی
\n1234- 1307
\n\n\n\nحکمای معاصر
\nحکیم آقاعلی مدرس1307
\nاستادان
\nتدریس و شاگردان
\nآثار
\nبدایع الحکم و فلسفه تطبیقی
\nسبیل الرشاد الی اثبات المعاد
\n\n\nنقد
\nشرح بر زاد المسافر، ص: 330
\nآقا محمدرضا قمشهای
\n\n\n3.آقا محمد رضا حکیم قمشهاى.
\n\n\n\n\nشاگردان
\nآثار
\n\nآقا میرزا ابوالحسن جلوه
\n\n\n\nاساتید
\nشاگردان
\n\nنقد ملاصدرا
\nطبقه سى و یکم
\nطبقه سى و یکم
\nملا محمد هیدجی
\n1270-1339-491233-1314
\n\n\n\nطبقه سى و دوم
\nطبقه سى و دوم
\n\n\n\n7.حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى.
\nکمپانی
\n\nمحمد تقی آملی
\n\n\nمیرزا مهدی آشتیانی
\n\n\nمیرزاابو الحسن رفیعی قزوینی
\n1310قزوین- 1396 قم
\n\n\nشاگردان
\nآثار
\nآثار چاپی
\n\nفاضل تونی
\n(1305-1380)
\n\n\nآثار
\nعصار
\nسید محمدکاظم لواسانی تهرانی
\n(1305- 1394)
\n\n\nطبقه سى و سوم
\nطبقه سى و سوم
\n\nابوالحسن شعرانی
\n7 شوال 1393
\n12/ 8/ 1352
\n\n\nتحصیلات
\nاستادان
\n\nشاگردان
\nآثار
\nفلسفه و کلام
\nتفسیر و علوم قرآنی
\nحدیث و درایه
\nعرفانی
\n\nتاریخ اسلام
\nویژگیهای علمی
\nآشنایی با زبان های متعدد
\n\nآشنایی با دهخدا
\nآشنایی با فلسفۀغرب
\nارکان روش شناسی علامه شعرانی
\nسعید رحیمیان، کیهان اندیشه، 46، ص 62
\n\n\n\nوفات
\nعلامه طباطبائی
\n\nعلامه سیدمحمدحسین طباطبایی
\n1281-1360 ش
\n\nاساتید
\nشاگردان
\nآثار
\nآثار
\nابتکارات فلسفی علامه
\n1. برهان لم و ان در فلسفه
\n2. فاعل بالجبر و فاعل بالقصد
\n3. ارتباط اراده و علم
\n4. نقدی بر مثل افلاطونی
\n5. فروع حرکت جوهری
\n6. تأمل در مقوله «أین»
\n7. نظریه استخدام
\nویژگیهای مکتب فلسفی علامه
\nمحمد علی اردستانی و قاسمعلی کوچنانی، ابداعات فلسفی علامه طباطبایی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1388، ص42
\nنقش علامه طباطبایی در احیای فلسفه و گسترش آن
\nکتاب شیعه و نقش آن در شناساندن شیعه
\nتفسیر المیزان
\nشیوه نگارش و ترتیب مطالب:
\nمزایا و محاسن المیزان
\nاصول فلسفه و روش رئالیسم
\n \n\n \n\n
\n\nقسمت ها و تکه های اتفاقی از فایل\n\n \n\n \n\n \n\n \n\n \n\n \n\n \n\nاز طبقه 27 به بعد\n\nطبقه بیست و هفتم\n\n1.آقا محمد بید آبادى گیلانى اصفهانى. سال1197\n\n2.ملا مهدى نراقى کاشانى.\n\n3.میرزا ابو القاسم حسینى خاتون آبادى معروف به«مدرس». 1203\n\n4.ملا محراب گیلانى 1197\n\nطبقه بیست و هفتم\n\n \n\n1.آقا محمد بید آبادى گیلانى اصفهانى.از اعاظم حکماى قرون اخیره و احیا کننده فلسفه ملا صدراست.از زمان صدر المتالهین به بعد هر چند افکار و اندیشههاى او در میان فضلا خصوصا آنان که سلسله شاگردىشان به خود وى مىرسیده مطرح بوده است،ولى ظاهرا هنوز موج افکار پیشینیان از قبیل بو على و شیخ اشراق غلبه داشته است،خصوصا در نحلهاى که از میرفندرسکى و سپس ملا رجبعلى تبریزى انشعاب یافته است.\n\nچنانکه مىدانیم-و خود ملا صدرا نیز بازگو مىکند-ملا صدرا در زمان خودش شهرت و احترامى نداشته است،مانند یکى از طلاب عادى زندگى مىکرده (46) در صورتى که ملا رجبعلى تبریزى(مثلا)که تقریبا معاصر اوست در مرحلهاى از احترام بود که شاه و وزرا به دیدارش مىشتافتهاند.اندیشههاى صدرا تدریجا شناخته شد و رو آمد.ظاهرا آن دهانه فرهنگ که این آب جارى زیر زمینى از آنجا کاملا ظاهر شد و بر همه پدیدار گشت،مرحوم آقا محمد بید آبادى است.\n\nوى مطابق نقل روضات مردى فوق العاده زاهد،متقى،با گذشت،ایثارگر،ساده زیستبوده است.آقاى آقا شیخ آقا بزرگ تهرانى در کتب خود از او به عنوان یک عارف سالک یاد مىکند.او واقعا مردى اخلاقى و مهذب بلکه سالک بوده است.در سال 1352 شمسى دو رساله کوچک از وى در«سیر و سلوک»به زبان فارسى وسیله آقاى مدرسى طباطبایى از افاضل قم، ضمیمه مجله«وحید»چاپ شد.روح اخلاقى و عرفانى بید آبادى موجب اعراض او از توجه به صاحبان زر و زور بود،آنها به او رو مىآوردند و او اعراض مىکرد.\n\nبید آبادى شاگردان بسیارى پرورش داده است که عن قریب از آنها یاد خواهیم کرد،و در سال1197 درگذشت (47) .\n\n2.ملا مهدى نراقى کاشانى.از اعاظم فقها و حکماست.او و پسرش ملا احمد نراقى از بزرگان علماى اسلام به شمار مىروند و هر دو به جامعیت معروفند.مرحوم سید محمد باقر شفتى اصفهانى و حاج محمد ابراهیم کلباسى نزد او تحصیل حکمت کردهاند (48) و خود وى شاگرد ملا اسماعیل خواجویى بوده است (49) .\n\n3.میرزا ابو القاسم حسینى خاتون آبادى معروف به«مدرس».از مشاهیر مدرسین فلسفه در اصفهان و از خانواده میر محمد حسین خاتون آبادى سبط مجلسى بوده است (50) .شاگرد ملا اسماعیل خواجویى بوده (51) و در سال1203 درگذشته است.\n\n4.ملا محراب گیلانى،حکیم و عارف مشهور.ریحانة الادب او را از شاگردان خواجویى و بید آبادى شمرده است (52) ولى روضات از او فقط به عنوان شاگرد خواجویى یاد کرده است (53) .\n\nبنابر نقل آقاى آقا شیخ آقا بزرگ تهرانى در نقباء البشر(صفحه 1114)مرحوم میرزا عبد الرزاق خان بغایرى صاحب کتاب معرفة القبله که در سال 1372 هجرى قمرى وفات کرد،از دختر زادگان ملا محراب بوده است.ملا محراب در سال1197 درگذشته است (54) .\n\n \n\nآقا محمد بیدآبادی گیلانی\n\n(1197)\n\n \n\n1.آقا محمد بید آبادى گیلانى اصفهانى.از اعاظم حکماى قرون اخیره و احیا کننده فلسفه ملا صدراست.از زمان صدر المتالهین به بعد هر چند افکار و اندیشههاى او در میان فضلا خصوصا آنان که سلسله شاگردىشان به خود وى مىرسیده مطرح بوده است،ولى ظاهرا هنوز موج افکار پیشینیان از قبیل بو على و شیخ اشراق غلبه داشته است،خصوصا در نحلهاى که از میرفندرسکى و سپس ملا رجبعلى تبریزى انشعاب یافته است.\n\nچنانکه مىدانیم-و خود ملا صدرا نیز بازگو مىکند-ملا صدرا در زمان خودش شهرت و احترامى نداشته است،مانند یکى از طلاب عادى زندگى مىکرده (46) در صورتى که ملا رجبعلى تبریزى(مثلا)که تقریبا معاصر اوست در مرحلهاى از احترام بود که شاه و وزرا به دیدارش مىشتافتهاند.اندیشههاى صدرا تدریجا شناخته شد و رو آمد.ظاهرا آن دهانه فرهنگ که این آب جارى زیر زمینى از آنجا کاملا ظاهر شد و بر همه پدیدار گشت،مرحوم آقا محمد بید آبادى است.\n\nوى مطابق نقل روضات مردى فوق العاده زاهد،متقى،با گذشت،ایثارگر،ساده زیستبوده است.آقاى آقا شیخ آقا بزرگ تهرانى در کتب خود از او به عنوان یک عارف سالک یاد مىکند.او واقعا مردى اخلاقى و مهذب بلکه سالک بوده است.در سال 1352 شمسى دو رساله کوچک از وى در«سیر و سلوک»به زبان فارسى وسیله آقاى مدرسى طباطبایى از افاضل قم، ضمیمه مجله«وحید»چاپ شد.روح اخلاقى و عرفانى بید آبادى موجب اعراض او از توجه به صاحبان زر و زور بود،آنها به او رو مىآوردند و او اعراض مىکرد.\n\nبید آبادى شاگردان بسیارى پرورش داده است که عن قریب از آنها یاد خواهیم کرد،و در سال1197 درگذشت (47) .\n\nاحیاکننده و نشردهنده فلسفه ملاصدرا\n\n1.آقا محمد بید آبادى گیلانى اصفهانى.از اعاظم حکماى قرون اخیره و احیا کننده فلسفه ملا صدراست.از زمان صدر المتالهین به بعد هر چند افکار و اندیشههاى او در میان فضلا خصوصا آنان که سلسله شاگردىشان به خود وى مىرسیده مطرح بوده است،ولى ظاهرا هنوز موج افکار پیشینیان از قبیل بو على و شیخ اشراق غلبه داشته است،خصوصا در نحلهاى که از میرفندرسکى و سپس ملا رجبعلى تبریزى انشعاب یافته است.\n\nچنانکه مىدانیم-و خود ملا صدرا نیز بازگو مىکند-ملا صدرا در زمان خودش شهرت و احترامى نداشته است،مانند یکى از طلاب عادى زندگى مىکرده (46) در صورتى که ملا رجبعلى تبریزى(مثلا)که تقریبا معاصر اوست در مرحلهاى از احترام بود که شاه و وزرا به دیدارش مىشتافتهاند.اندیشههاى صدرا تدریجا شناخته شد و رو آمد.ظاهرا آن دهانه فرهنگ که این آب جارى زیر زمینى از آنجا کاملا ظاهر شد و بر همه پدیدار گشت،مرحوم آقا محمد بید آبادى است.\n\n \n\n \n\nرساله در سیر و سلوک\n\nرساله «مبدأ و معاد»\n\n \n\nملامحمد مهدی نراقی\n\n(1209)\n\n \n\n2.ملا مهدى نراقى کاشانى.از اعاظم فقها و حکماست.او و پسرش ملا احمد نراقى از بزرگان علماى اسلام به شمار مىروند و هر دو به جامعیت معروفند.مرحوم سید محمد باقر شفتى اصفهانى و حاج محمد ابراهیم کلباسى نزد او تحصیل حکمت کردهاند (48) و خود وى شاگرد ملا اسماعیل خواجویى بوده است (49) .\n\n \n\n \n\n \n\nمحمد مهدی بن ابی ذر بن حاج محمد نراقی\n\nاحتمالا متولد 1128\n\nشاید1146 و شاید 1149\n\nنراق: قریه ای از توابع کاشان\n\nتحصیلات در اصفهان و کربلا ونجف\n\nمتوفی 1209 در نجف اشرف\n\nبنا به محاسبه مرحوم مظفر در 81 سالگی بنا به زنوزی در ریاض الجنه در 63 سالگی و بنا به نقل کوهساری 60 سالگی\n\n \n\nاحتمالا متولد 1128\n\nولم یذکر التأریخ سنة ولادته ، وعلى التقریب یمکن استخراجها من بعض المقارنات التأریخیة ، فإنه تلمذ - فی أول نشأته على ما یظهر - على الشیخ المحقق الحکیم المولى إسماعیل الخاجوئی ثلاثین سنة ، مع العلم أن أستاذه هذا توفی عام 1173 ، فتکون أول تلمذته علیه عام 1143 على أقل تقدیر ، إذا فرضنا أنه لازمه إلى حین وفاته . ولنفرض على أقرب تقدیر أنه قد حضر علیه وهو فی سن 15 عاما ، وعلیه فتکون ولادته عام 1128 أو قبل ذلک .\n\nأما وفاته فقد کانت عام 1209 فی النجف الأشرف ، ودفن فیها ، فیکون قد بقی بعد وفاة أستاذه الوحید البهبهانی سنة واحدة ، ویکون عمره 81 عاما على الأقل .\n\nوفی ( ریاض الجنة ) المخطوط ، تألیف السید حسن الزنوزی المعاصر للمترجم له - حسب نقل الأستاذ حسن النراقی - : إن عمره کان 63 سنة ، فتکون ولادته سنة 1146 ه . وهذا لا یتفق أبدا مع ما هو معروف فی تأریخه : إنه تلمذ على المولى إسماعیل الخاجوئی ثلاثین سنة ، لأنه یکون عمره على حسب هذا التأریخ حین وفاة أستاذه 27 سنة فقط .\n\n \n\nیکی از نوابغ دهر، جامع معقول و منقول، دائره المعارف ناطق، مجتهد، حکیم عارف و ریاضی دان\n\nدر اصفهان زبان و خط عبری را هم فراگرفته بود\n\n \n\n \n\nشخصیت نراقی\n\nوتلاحظ قوة شخصیة شیخنا المترجم له فی صبره وقوة إرادته وتفانیه فی طلب العلم ، ثم عزة نفسه\n\n \n\nاستادان\n\nدر اصفهان:\n\nإن أسبق أساتذته وأکثرهم حضورا عنده هو المولى إسماعیل الخاجوئی المتقدم الذکر .\n\nوهذا الأستاذ کان مقره فی أصفهان ، وفیها توفی ودفن ، والظاهر أنه لم ینتقل عنها حتى فی الکارثة التأریخیة المفجعة التی أصابتها من الأفغانیین الذین انتهکوها بما لم یحدث التأریخ عن مثلها ، وذلک سنة 1134 . فتکون نشأة شیخنا المترجم له العلمیة فی مبدأ تحصیله فی أصفهان على هذا الشیخ الجلیل . والظاهر أنه علیه قرأ الفلسفة ، لأن هذا الشیخ من أساتذة الفلسفة المعروفین الذین تنتهی تلمذتهم فی ذلک العصر إلى المولى صدر الدین الشیرازی صاحب الأسفار . وکفى أن من تلامیذه المولى محراب ، الآلهی المعروف ، الذی طورد لقوله بوحدة الوجود ، ولما جاء إلى إحدى العتبات المقدسة متخفیا . وجد فی الحرم شیخا ناسکا یسبح بلعن ملا صدرا وملا محراب ، ولما سأله عن السبب فی لعنهما قال : لأنهما یقولان بوحدة واجب الوجود ) ، فقال له ساخرا : إنهما حقا یستحقان منک اللعن !\n\nالشیخ محمد بن الحکیم العالم الحاج محمد زمان ،\n\nوالشیخ محمد مهدی الهرندی . وهما من أساتذة الفلسفة على ما یظهر .\n\nمحمد مهدی بن شیخ بهاء الدین عاملی\n\nولا شک أنه انتقل إلى کربلا والنجف ، فدرس على الأعلام الثلاثة :\n\nالوحید البهبهانی الآتی ذکره - وهو آخر أساتذته وأعظمهم ، وتخریجه کان على یدیه –\n\nوالفقیه العالم صاحب الحدائق الشیخ یوسف البحرانی المتوفى 1186 ،\n\nوالمحقق الجلیل الشیخ مهدی الفتونی المتوفى 1183 .\n\nعصر نراقی\n\nدو ویژگی:\n\nقوت گرفتن تصوف\n\nاخباری گری به زعامت\n\nمحمد امین استرآبادی (1033)، صاحب کتاب «الفوائد المدنیه»\n\nشیخ یوسف بحرانی\n\nمخالفان اخباری گری:\n\nوحید بهبهانی (استاد نراقی)، سید بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء\n\n \n\n \n\nموضع نراقی\n\nطرفداری از مخالفان اخباری گری\n\nدر «جامع السعادات» جانب فلاسفه را می گیرد\n\nدر فصل«مجاری التفکیر فی المخلوقات»\n\n \n\n \n\nآثار\n\nجامع السعادات - محمد مهدی النراقی - ج 1 - ص 15 – 20\n\nمقدمه مظفر\n\n \n\n( فی الفقه ) :\n\n1 - ( لوامع الأحکام فی فقه شریعة الإسلام ) : وهو کتاب استدلالی مبسوط ، وقد خرج منه کتاب الطهارة فی مجلدین یقرب من ( 30 ) ألف بیت .\n\n2 - ( معتمد الشیعة فی أحکام الشریعة ) : هو أتم استدلالا وأخصر تعبیرا من کتاب اللوامع السالف الذکر ، خرج منه کتاب الطهارة ونبذ من الصلاة والحج والتجارة والقضاء . قال فی الروضات عن الکتابین : " ینقل عنهما ولده المحقق فی المستند والعوائد کثیرا " .\n\n3 - التحفة الرضویة فی المسائل الدینیة ) : فی الطهارة والصلاة فارسی ، یقرب من ( 10 ) آلاف بیت .\n\n4 - ( أنیس التجار ) : فی المعاملات ، فارسی ، یقرب من ( 8 ) آلاف بیت .\n\n5 - ( أنیس الحجاج ) : فی مسائل الحج والزیارات ، فارسی ، یقرب ‹ صفحه 14 › من ( 4 ) آلاف بیت .\n\n6 - ( المناسک المکیة ) : فی مسائل الحج أیضا ، یقرب من ألف بیت\n\n7 - ( رسالة صلاة الجمعة ) : ذکرها وما قبلها حفیده ( الأستاذ حسن النراقی ) فی رسالته لنا . ( فی أصول الفقه ) :\n\n8 - ( تجرید الأصول ) : مشتمل على جمیع مسائل الأصول مع اختصاره ، یقرب من ( 3 ) آلاف بیت . قال عنه فی الروضات : " شرحه ولده فی مجلدات غفیرة جمة " .\n\n9 - ( أنیس المجتهدین ) : توجد منه نسخة مخطوطة فی مکتبة الإمام أمیر المؤمنین ( ع ) العامة بالنجف الأشرف ( برقم 408 - سجل المخطوطات ) ، تقع فی 411 صفحة ، بخط محمد حسین بن علی نقی البزاز ، فرغ منها بتأریخ 3 صفر من سنة 1181 . وفی تقدیر ریاض الجنة یقرب من ( 10 ) آلاف بیت .\n\n10 - ( جامعة الأصول ) : یقرب من ( 5 ) آلاف بیت .\n\n11 - ) رسالة فی الإجماع ( : یقرب من 3 ) آلاف بیت .\n\n \n\n( فی الحکمة والکلام ) :\n\n12 - ( جامع الأفکار ) : فی الإلهیات ، یقرب من ( 30 ) ألف بیت ، قد فرغ من تألیفه سنة 1193 ، وعلیه فلیس هو من أوائل مؤلفاته ، کما قال عنه صاحب ( ریاض الجنة ) ، وستجد راموزا للصفحتین الأولى والأخیرة منه بخط المؤلف ، منقولتین عن النسخة التی هی بحوزة أحد أحفاده ( الأستاذ حسن النراقی ) . والذی یجلب الانتباه فی الصفحة الأخیرة ما ذکره من الحوادث المروعة فی الوباء وغیره التی وقعت فی تلک الفترة .\n\n13 - ( قرة العیون ) : فی أحکام الوجود والماهیة ، یقرب من ( 5 ) آلاف بیت .\n\n14 - ( اللمعات العرشیة ) : فی حکمة الاشراق ، یقرب من ( 25 ) ألف بیت .\n\n15 - ( اللمعة ) : وهو مختصر اللمعات ، تقرب من ألفی بیت .\n\n16 - ( الکلمات الوجیزة ) : وهو مختصر اللمعة ، یقرب من ثمانمائة بیت . ‹ صفحه 15 ›\n\n17 - ( أنیس الحکماء ) : فی المعقول ، وهو من أواخر تألیفاته ، لم یتم . إحتوى على نبذ من الأمور العامة والطبیعیات ، یقرب من ( 4 ) آلاف بیت .\n\n18 - ( أنیس الموحدین ) : فی أصول الدین ، فارسی ، یقرب من ( 4 ) آلاف بیت .\n\n19 - ( شرح الشفا ) : فی الإلهیات ، النسخة الأصلیة بخط المؤلف موجودة عند أحد أحفاده ( الأستاذ حسن النراقی ) . 20\n\n- ( الشهاب الثاقب ) : فی الإمامة ، فی رد رسالة الفاضل البخاری ، یقرب من ( 5 ) آلاف بیت .\n\n \n\n( فی الریاضیات ) :\n\n21 - ( المستقصى ) : فی علوم الهیئة ، خرج منه مجلدان إلى مبحث أسناد الحرکات ، یقرب من ( 40 ) ألف بیت ، قال عنه فی ریاض الجنة : " لم یعمل أبسط وأدق منه فی علم الهیئة ، ولقد طبق فیه أکثر البراهین الهندسیة بالدلائل العقلیة ، لم یتم " . 22 - ( المحصل ) : کتاب مختصر فی علم الهیئة ، یقرب من ( 5 ) آلاف بیت . 23 - ( توضیح الأشکال ) : فی شرح تحریر إقلیدس الصوری فی الهندسة ، وقد شرحه إلى المقالة السابعة ، فارسی ، یقرب من ( 16 ) ألف بیت . 24 - ( شرح تحریر أکرثا ذو سنیوس ) یقرب من ( 3 ) آلاف بیت . 25 - ( رسالة فی علم عقود الأنامل ) : فارسیة ، تقرب من ألف بیت . 26 - ( رسالة فی الحساب ) : ذکرها فی روضات الجنات .\n\n \n\n( فی الأخلاق والمواعظ ) :\n\n \n\n27 - ( جامع السعادات ) : هذا المطبوع بثلاثة أجزاء - حسب تقسیمنا له - قال عنه فی ریاض الجنة : " یقرب من ( 25 ) ألف بیت " . وقد طبع فی فی إیران على الحجر سنة 1312 بجزءین ، وسیأتی وصفه ، وقد تقدم شئ من وصفه . وهذه الطبعة الثالثة له على الحروف بالنجف الأشرف .\n\n28 - ( جامع المواعظ ) : فی الوعظ ، یقرب من ( 40 ) ألف بیت ، لم یتم ‹ صفحه 16 › فی المتفرقات : 29\n\n- ( محرق القلوب ) : فی مصائب آل البیت ، فارسی ، یقرب من ( 18 ) ألف بیت ، قال عنه فی روضات الجنات : " طریف الأسلوب " .\n\n \n\n \n\n30 - ( مشکلات العلوم ) : فی المسائل المشکلة من علوم شتى ، مطبوع على الحجر بإیران ، یشبه بعض الشئ کشکول البهائی . وقد نسج على منواله ولده المحقق فی کتابه ( الخزائن ) المطبوع على الحجر بإیران .\n\n31 - ( رسالة نخبة البیان ) : ذکرها حفیده الأستاذ حسن النراقی .\n\n32 - ( معراج السماء ) : ذکره أیضا حفیده المذکور .\n\n \n\n \n\nدیوان اشعار (طائر قدسی)\n\nجامع السعادات\n\nهم پایه آثار مهم اخلاقی:\n\nابن مسکویه (421)\n\nترتیب السعاده، تهذیب الاخلاق\n\nغزالی (505)\n\nاحیاء علوم الدین\n\nخواجه نصیر الدین طوسی (673)\n\nاخلاق ناصری، اوصاف الاشراف\n\nدر این کتاب با روح علمی و فلسفی به آیات وروایات استشهاد شده، و با اینکه روح اشراقی بر بیشتر مباحث آن سیطره دارد، جسته و گریخته بر صوفیه حمله می کند و از مشرب غزالی فاصله می گیرد.\n\nنظر نراقی در اخلاق همچون اسلاف او، بر تفکر «وسط و طرف» مبتنی است که حد وسط افراط و تفریط است و در اخلاق ارسطویی نیز بدان تکیه شده است.\n\nافادات نراقی\n\n1 در ساقی نامه\n\n \n\nنظر به آیه کریمه:\n\nوَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً«دهر، 21»\n\nاین شراب ابرار را از هر چه غیر خداست پاک می کند\n\n \n\nافادات نراقی\n\n2\n\nتجرد نفس ناطقه:\n\nدر ابتدای «جامع السعادات» دلایلی آورده است\n\nاخلاق بر فنا ناپذیری نفس مبتنی است و الا سعادت ابدی بی معناست\n\nافادات نراقی\n\n3\n\nان العمل نفس الجزاء\n\nتجسم یا تجسد اعمال\n\nهر عمل صورتی دارد که در برزخ، آن عمل بر آن صورت بر عاملش ظاهر می شود و صورت انسان در آخرت، نتیجه و غایت فعل او در دنیاست\n\n3.میرزا ابو القاسم حسینى خاتون آبادى (1203)\n\n \n\n3.میرزا ابو القاسم حسینى خاتون آبادى معروف به«مدرس».از مشاهیر مدرسین فلسفه در اصفهان و از خانواده میر محمد حسین خاتون آبادى سبط مجلسى بوده است (50) .شاگرد ملا اسماعیل خواجویى بوده (51) و در سال1203 درگذشته است.\n\n \n\n \n\n4.ملا محراب گیلانى\n\n(1197)\n\n \n\n4.ملا محراب گیلانى،حکیم و عارف مشهور.ریحانة الادب او را از شاگردان خواجویى و بید آبادى شمرده است (52) ولى روضات از او فقط به عنوان شاگرد خواجویى یاد کرده است (53) .\n\nبنابر نقل آقاى آقا شیخ آقا بزرگ تهرانى در نقباء البشر(صفحه 1114)مرحوم میرزا عبد الرزاق خان بغایرى صاحب کتاب معرفة القبله که در سال 1372 هجرى قمرى وفات کرد،از دختر زادگان ملا محراب بوده است.ملا محراب در سال1197 درگذشته است (54) .\n\n \n\nطبقه بیست و هشتم\n\n1.ملا على نورى مازندرانى اصفهانى. 1246\n\n2.حاج ملا احمد نراقى فرزند حاج ملا مهدى نراقى سابق الذکر 1244 یا 1245\n\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى. 1152 1218\n\nطبقه بیست و هشتم\n\n \n\n1.ملا على نورى مازندرانى اصفهانى.از بزرگترین حکماى الهى اسلامى و از افراد معدود انگشتشمار سه چهار قرن اخیر است که تا عمق فلسفه صدرایى نفوذ کردهاند.ابتداى تحصیلش در مازندران و قزوین بوده،سپس به اصفهان آمده و از محضر درس آقا محمد بید آبادى و سید ابو القاسم مدرس اصفهانى استفاده کرده و خود بزرگترین حوزه حکمت را در اصفهان دایر کرده است.\n\nملا على نورى از نظر تدریس و تشکیل حوزه درسى و تربیتشاگردان و طولانى بودن مدت کار تدریس و ربیتشاگرد(گفته شده قریب هفتاد سال)و ترویج علوم عقلى،کم نظیر و شاید بى نظیر است.\n\nهنگامى که مرحوم محمد حسین خان مروى مدرسه مروى را در تهران ساخت،از فتحعلیشاه تقاضا کرد ملا على نورى را از اصفهان براى تدریس معقول در این مدرسه دعوت کند.شاه از او دعوت کرد و او در جواب نوشت در اصفهان دو هزار محصل مشغول تحصیلاند که چهار صد نفر آنها-بلکه متجاوز-که شایسته حضور درس این دعاگو هستند در حوزه درس دعاگو حاضر مىشوند،چنانچه به تهران بیاید این حوزه از هم مىپاشد.شاه مجددا از او خواستیکى از بهترین شاگردهاى خود را براى تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملا عبد الله زنوزى را انتخاب کرد و فرستاد (55) .\n\nهمه این شاگردان از حومه اصفهان نبودهاند،از اطراف و اکناف در حوزه درس این مرد بزرگ-که مىگویند در حدود هفتاد سال تدریس کرده-شرکت کردهاند و به اطراف پراکنده شده و علم و حکمت را با خود پراکندهاند.\n\nصاحب روضات مىگوید:در کودکى او را در حالى که پیر مردى سپید مو بود دیدهام.در مسجد سید به نماز مرحوم سید محمد باقر حجة الاسلام مىآمد و بعد از نماز با هم جلسه مىکردند.سید حجة الاسلام خود زمانى شاگرد او بوده است.او و مرحوم حاجى کلباسى-که مرجعیت و ریاست اصفهان را داشتند و فوق العاده محترم بودند-ملا على نورى را در مجالس بر خود مقدم مىداشتند (56) .\n\nبا وجود حکماى بزرگ دیگر در آن زمان،آنچه بعدها ادامه یافت از طریق این مرد بزرگ بود.بعضى حواشى مختصر و کوتاه از او بر اسفار باقى است که در نهایت متانت و دقت است.گویند تفسیر بزرگى بر سوره توحید نوشته است.وى در سال1246 درگذشته است (57) .\n\n2.حاج ملا احمد نراقى فرزند حاج ملا مهدى نراقى سابق الذکر.مانند پدر خود جامع الفنون و مفتى و مجتهد و مرجع فتوا بوده است.معقول را از پدر خود فرا گرفته است.در سال 1244 یا 1245 درگذشته است (58) .\n\nمرحوم علامه تهرانى در الکرام البررة و نقباء البشر نقل از کتاب لباب الالقاب مرحوم ملا حبیب الله کاشانى،نام گروهى از اهل معقول را در قرن13 و 14 در کاشان مىبرد که نشان مىدهد کاشان تا نزدیک به زمان ما از مراکز معقول بوده است.\n\nظاهرا علوم معقول در کاشان وسیله نراقیها رواج یافت.\n\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى.این مرد از مشاهیر فقها و معاریف علماى آن عصر است.در فقه و اصول از تلامیذ وحید بهبهانى است.معاصر سید مهدى بحر العلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء است.ظاهرا اصفهانى الاصل است. در اصفهان در حوزه درس آقا محمد بید آبادى حکمت آموخته و در مشهد اقامت کرده و فقه و اصول و معقول تدریس مىکرده است.ملا على نورى که همدوره و همدرس او در حوزه بید آبادى است،ضمن یک استفتاء از میرزا ابو القاسم قمى-که در روضات مسطور است-به مناسبتى از او به عنوان میرزا مهدى مشهدى یاد مىکند.این مرد ریاضیات نیز مىدانسته و آن را نزد پدر زن خود شیخ حسین عاملى مشهدى آموخته است.فرزندانش میرزا هدایت الله و میرزا عبد الجواد و میرزا داود همه در فنون حکمت وارد بودهاند.دو فرزند اخیر در ریاضیات سرآمد عصر در خراسان به شمار مىرفتهاند.علم و حکمت در خاندان سید مهدى شهید در حدود صد و پنجاه سال ادامه یافت.مرحوم حاج میرزا حبیب رضوى مجتهد حکیم عارف شاعر مشهدى معروف(متوفى در1327)نبیره اوست،و همچنین مرحوم آقا بزرگ حکیم شهیدى مشهدى استاد مسلم فلسفه خراسان در حدود نیمه قرن چهاردهم هجرى قمرى،متوفى در 1355 نبیره دیگر اوست و ذکرش خواهد آمد.\n\nمیرزا مهدى اشارات شیخ و پارهاى از کتب ریاضى تدریس مىکرده.در سال 1152 متولد و در سال 1218 در بستبالا خیابان مشهد در جریان دفاع از حقوق مردم و مبارزه با دستبرد نادر میرزا نوه نادرشاه به اموال آستانه مقدسه رضوى،به دست نادر میرزا شهید شد (59) .\n\n \n\nآخوندملا علی نوری (1246)\n\n \n\n \n\n1.ملا على نورى مازندرانى اصفهانى.از بزرگترین حکماى الهى اسلامى و از افراد معدود انگشتشمار سه چهار قرن اخیر است که تا عمق فلسفه صدرایى نفوذ کردهاند.ابتداى تحصیلش در مازندران و قزوین بوده،سپس به اصفهان آمده و از محضر درس آقا محمد بید آبادى و سید ابو القاسم مدرس اصفهانى استفاده کرده و خود بزرگترین حوزه حکمت را در اصفهان دایر کرده است.\n\nملا على نورى از نظر تدریس و تشکیل حوزه درسى و تربیتشاگردان و طولانى بودن مدت کار تدریس و ربیتشاگرد(گفته شده قریب هفتاد سال)و ترویج علوم عقلى،کم نظیر و شاید بى نظیر است.\n\nهنگامى که مرحوم محمد حسین خان مروى مدرسه مروى را در تهران ساخت،از فتحعلیشاه تقاضا کرد ملا على نورى را از اصفهان براى تدریس معقول در این مدرسه دعوت کند.شاه از او دعوت کرد و او در جواب نوشت در اصفهان دو هزار محصل مشغول تحصیلاند که چهار صد نفر آنها-بلکه متجاوز-که شایسته حضور درس این دعاگو هستند در حوزه درس دعاگو حاضر مىشوند،چنانچه به تهران بیاید این حوزه از هم مىپاشد.شاه مجددا از او خواستیکى از بهترین شاگردهاى خود را براى تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملا عبد الله زنوزى را انتخاب کرد و فرستاد (55) .\n\nهمه این شاگردان از حومه اصفهان نبودهاند،از اطراف و اکناف در حوزه درس این مرد بزرگ-که مىگویند در حدود هفتاد سال تدریس کرده-شرکت کردهاند و به اطراف پراکنده شده و علم و حکمت را با خود پراکندهاند.\n\nصاحب روضات مىگوید:در کودکى او را در حالى که پیر مردى سپید مو بود دیدهام.در مسجد سید به نماز مرحوم سید محمد باقر حجة الاسلام مىآمد و بعد از نماز با هم جلسه مىکردند.سید حجة الاسلام خود زمانى شاگرد او بوده است.او و مرحوم حاجى کلباسى-که مرجعیت و ریاست اصفهان را داشتند و فوق العاده محترم بودند-ملا على نورى را در مجالس بر خود مقدم مىداشتند (56) .\n\nبا وجود حکماى بزرگ دیگر در آن زمان،آنچه بعدها ادامه یافت از طریق این مرد بزرگ بود.بعضى حواشى مختصر و کوتاه از او بر اسفار باقى است که در نهایت متانت و دقت است.گویند تفسیر بزرگى بر سوره توحید نوشته است.وى در سال1246 درگذشته است (57) .\n\n \n\n \n\nعلی بن جمشید نوری\n\nبزرگترین استاد فلسفه ملاصدرا و احیاکننده فلسفه صدرا\n\nاز بزرگترین حکماى الهى اسلامى و از افراد معدود انگشتشمار سه چهار قرن اخیر است که تا عمق فلسفه صدرایى نفوذ کردهاند.ابتداى تحصیلش در مازندران و قزوین بوده،سپس به اصفهان آمده و از محضر درس آقا محمد بید آبادى و سید ابو القاسم مدرس اصفهانى استفاده کرده و خود بزرگترین حوزه حکمت را در اصفهان دایر کرده است.\n\nملا على نورى از نظر تدریس و تشکیل حوزه درسى و تربیتشاگردان و طولانى بودن مدت کار تدریس و ربیتشاگرد(گفته شده قریب هفتاد سال)و ترویج علوم عقلى،کم نظیر و شاید بى نظیر است.\n\nهنگامى که مرحوم محمد حسین خان مروى مدرسه مروى را در تهران ساخت،از فتحعلیشاه تقاضا کرد ملا على نورى را از اصفهان براى تدریس معقول در این مدرسه دعوت کند.شاه از او دعوت کرد و او در جواب نوشت در اصفهان دو هزار محصل مشغول تحصیلاند که چهار صد نفر آنها-بلکه متجاوز-که شایسته حضور درس این دعاگو هستند در حوزه درس دعاگو حاضر مىشوند،چنانچه به تهران بیاید این حوزه از هم مىپاشد.شاه مجددا از او خواستیکى از بهترین شاگردهاى خود را براى تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملا عبد الله زنوزى را انتخاب کرد و فرستاد (55) .\n\nهمه این شاگردان از حومه اصفهان نبودهاند،از اطراف و اکناف در حوزه درس این مرد بزرگ-که مىگویند در حدود هفتاد سال تدریس کرده-شرکت کردهاند و به اطراف پراکنده شده و علم و حکمت را با خود پراکندهاند.\n\n \n\n \n\nشاگردان\n\nمیرزا حسن نوری فرزند ملا علی نوری\n\nملارضای تبریزی\n\nمیرزا حسن چینی\n\nملا مصطفی قمشه ای\n\nمیرزا ابوالقاسم راز (رکن وقت سلسله ذهبیه)\n\nملا محمد اسماعیل واحدالعین اصفهانی، شارح عرشیه\n\nملا عبدالجواد مدرس خراسانی\n\nسید رضی لاریجانی\n\nآخوند ملاعلی قزوینی\n\nآخوند ملا عبدالله زنوزی\n\nمحمد جعفر لنگرودی لاهیجی\n\nآخوند ملا اسماعیل درکوشکی\n\nحکیم حاج ملا هادی سبزواری\n\nملا زین العابدین نوری\n\n \n\nآثار\n\nتفسیر سوره حمدبه شعر که مشتمل بر 3000 بیت است.\n\nالرد علی القادری النصرانی\n\nدر پاسخ پادری نصرانی که بر اسلام ردیه ای نوشت\n\nحاشیه بر شواهد\n\nحاشیه بر مشاعر\n\nحاشیه بر شوارق\n\nحاشیه بر اسرارالآیات\n\nحاشیه بر شرح اصول کافی ملاصدراممجموعه اجوبه فارسی\n\nحاج ملا احمد نراقی (1185- 1245)\n\n \n\n2.حاج ملا احمد نراقى فرزند حاج ملا مهدى نراقى سابق الذکر.مانند پدر خود جامع الفنون و مفتى و مجتهد و مرجع فتوا بوده است.معقول را از پدر خود فرا گرفته است.در سال 1244 یا 1245 درگذشته است (58) .\n\nمرحوم علامه تهرانى در الکرام البررة و نقباء البشر نقل از کتاب لباب الالقاب مرحوم ملا حبیب الله کاشانى،نام گروهى از اهل معقول را در قرن13 و 14 در کاشان مىبرد که نشان مىدهد کاشان تا نزدیک به زمان ما از مراکز معقول بوده است.\n\nظاهرا علوم معقول در کاشان وسیله نراقیها رواج یافت.\n\n \n\n \n\nفرزند ملا مهدی\n\nذوفنون\n\nتحصیلات نزد پدر در کاشان\n\nتحصیلات در عتبات عالیات\n\nمهاجرت به نراق\n\nصاحب مرجعیت عامه پس از پدر\n\n \n\nاستادان\n\nوحید بهبهانی\n\nشیخ جعفر کاشف الغطا\n\nمیرزا محمد مهدی شهرستانی\n\nآقا سید علی طباطبایی صاحب «ریاض»\n\nشاگردان\n\nشیخ مرتضی انصاری\n\nآقا محمد باقر هزار جریبی\n\nمحمد علی آرانی کاشانی\n\nسید محمد شفیع چاپلقی\n\nنقش تاریخی نراقی\n\nدر دوره فتحعلی شاه پس از شکست ایران در جنگ با روسها (1230 ه.ق./ 1815 م) روسها قسمتی از نواحی ایران را اشغال نموده و بد رفتاری آغاز نمودند و در تاریخ پنجم ذیحجه سال 1241 هجری آقا سید محمد مجتهد به همراه یمصد تن از روحانیون وارد سلطانیه شدند. و دسته ای دیگر به سرپرستی نراقی نزد فتحعلی شاه رفتند و حمله ایرانیها از ذیحجه 1241 هجری آغاز شد و تا آخر محرم سال 1242 ادامه داشت و موجب شد تمام نواحی که مطابق «معاهده گلستان» تسلیم روسها شده بود از جانب قوای ایران پس گرفته شود.\n\nتناظر آثار\n\nملا احمد\n\nمستندالشیعه\n\nشرح تجرید الاصول 7 ج\n\nمعراج السعادات\n\nطاقدیس\n\nخزائن در علوم\n\nملا مهدی\n\nمعتمدالشیعه در فقه\n\nتجرید الاصول\n\nجامع السعادات\n\nطائر قدسی\n\nمشکلات العلوم\n\nوفات\n\nیکشنبه 23 ربیع الثانی 1245 در نراق\n\nمدفن: نجف\n\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى. (1152- 1218)\n\n3.میرزا مهدى بن میرزا هدایت الله شهید مشهدى. (1152- 1218)\n\nاین مرد از مشاهیر فقها و معاریف علماى آن عصر است.در فقه و اصول از تلامیذ وحید بهبهانى است.معاصر سید مهدى بحر العلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء است.\n\nظاهرا اصفهانى الاصل است.\n\nدر اصفهان در حوزه درس آقا محمد بید آبادى حکمت آموخته و در مشهد اقامت کرده و فقه و اصول و معقول تدریس مىکرده است.\n\nملا على نورى که همدوره و همدرس او در حوزه بید آبادى است،ضمن یک استفتاء از میرزا ابو القاسم قمى-که در روضات مسطور است-به مناسبتى از او به عنوان میرزا مهدى مشهدى یاد مىکند.\n\n \n\n \n\n \n\nاین مرد ریاضیات نیز مىدانسته و آن را نزد پدر زن خود شیخ حسین عاملى مشهدى آموخته است.\n\nفرزندانش میرزا هدایت الله و میرزا عبد الجواد و میرزا داود همه در فنون حکمت وارد بودهاند.دو فرزند اخیر در ریاضیات سرآمد عصر در خراسان به شمار مىرفتهاند.علم و حکمت در خاندان سید مهدى شهید در حدود صد و پنجاه سال ادامه یافت.مرحوم حاج میرزا حبیب رضوى مجتهد حکیم عارف شاعر مشهدى معروف(متوفى در1327)نبیره اوست،و همچنین مرحوم آقا بزرگ حکیم شهیدى مشهدى استاد مسلم فلسفه خراسان در حدود نیمه قرن چهاردهم هجرى قمرى،متوفى در 1355 نبیره دیگر اوست و ذکرش خواهد آمد.\n\nمیرزا مهدى اشارات شیخ و پارهاى از کتب ریاضى تدریس مىکرده.در سال 1152 متولد و در سال 1218 در بستبالا خیابان مشهد در جریان دفاع از حقوق مردم و مبارزه با دستبرد نادر میرزا نوه نادرشاه به اموال آستانه مقدسه رضوى،به دست نادر میرزا شهید شد (59) .\n\n \n\nطبقه بیست و نهم\n\n1.میرزا حسن نورى فرزند ملا على نورى.\n\n2.ملا اسماعیل بن ملا محمد سمیع در بکوشکى اصفهانى،معروف به واحد العین. 1277\n\n3.ملا عبد الله زنوزى. 1257\n\n4.ملا محمد جعفر لنگرودى لاهیجى. پیش از 1294\n\n5.ملا آقاى قزوینى. 1282\n\nطبقه بیست و نهم\n\n \n\n1.میرزا حسن نورى فرزند ملا على نورى.بعد از پدر،حوزه تدریس قابل توجهى تشکیل داد.مرحوم آقا على مدرس زنوزى تهرانى-که ذکرش خواهد آمد-در مدتى که به اصفهان رفته از محضر درس این استاد استفاده کرده است.بنابر نقل استاد جلال الدین همایى در مقدمه برگزیدهاى از اشعار سه شاعر بزرگ اصفهان برخى او را بر پدرش ترجیح مىدادهاند.از او اثر قابل توجهى در دست نیست که بشود دربارهاش داورى کرد،ولى شاگردى افرادى نظیر آقا على مدرس گواه صادقى ستبر مراتب فضلش.به هر حال از کسانى است که در انتقال فلسفه از نسل پیش از خودش به نسل بعد از خودش عامل مؤثرى بوده است.\n\n2.ملا اسماعیل بن ملا محمد سمیع در بکوشکى اصفهانى،معروف به واحد العین.از اجلاى شاگردان ملا على نورى و استاد حاج ملا هادى سبزوارى است.حوزه درس قابل توجهى داشته.اسفار و مشاعر صدرا و شوارق لاهیجى را حاشیه کرده و عرشیه صدرا را شرح کرده است.در سال1277 در گذشته است (60) .\n\n3.ملا عبد الله زنوزى.این مرد همان است که به تقاضاى محمد حسینخان مروى،حکیم نورى او را براى تدریس فلسفه از اصفهان به تهران فرستاد.مرکزیت تهران در مقابل اصفهان که تدریجا اصفهان از رونق افتاد،از این زمان شروع شد.\n\nملا عبد الله مطابق گزارشى که فرزند برومند عالیقدرش آقا على مدرس داده است،مقدمات را در آذربایجان تحصیل کرده و سپس به کربلا رفته و از حوزه فقه صاحب ریاض بهرهمند شده و آنگاه مدتى در قم از محضر درس میرزاى قمى مجتهد معروف بهرهمند شده،بعد به اصفهان رفته و از محضر حکیم نورى حکمت آموخته و در سال1237 به تهران منتقل شده است.پس از بیستسال تدریس و افاضه در مدرسه مروى،در سال1257 به رحمتحق پیوسته است (61) .\n\n4.ملا محمد جعفر لنگرودى لاهیجى.وى معاصر ملا عبد الله زنوزى و شاگرد سید ابو القاسم مدرس اصفهانى و ملا محراب گیلانى و مخصوصا ملا على نورى است.اثر معروف او شرح مشاعر ملا صدراست.این شرح اخیرا به مناسبت چهارصدمین سال ولادت ملا صدرا با مقدمهاى انگلیسى به قلم آقاى دکتر سید حسین نصر و مقدمهاى فارسى به قلم استاد جلال الدین همایى و مقدمهاى فارسى به قلم استاد سید جلال الدین آشتیانى چاپ شد.وى علا