فایل های مشابه شاید از این ها هم خوشتان بیاید !!!!
توضیحات محصول دانلود مقاله زندگینامه شفیعی کدکنی به صورت ورد (کد8027)
زندگی نامه\nویژگی های مهم شعر شفیعی کدکنی\nآثار\nزبان حال\nنمونه هایی از اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی\nفهرست منابع\nو...\nتعداد صفحات ۲۱ فونت بی نازنین ۱۴\n\n
\n\n
تکه های از این مقاله : \n\n
آثار\n\nزمزمه ها نخستین دفتر شعری م.سرشک می باشد که در سال 1344 منتشر شد و شاید از نظر قلب و قالب ضعیف ترین دفتر شعری اوست . م.سرشک خود در این باره می گوید : تا آخرین مراحل صفحه آرایی این مجموعه به نظرم رسید که بعضی از شعرها از جمله تمامی دفتر زمزمه ها را که روحیه عاریتی و بیمارگونه سبک هندی حاکم بر بعضی از غزل های آن را دیگر به هیچ وجه نمی پسندم ولی دیدم همان هایی که چنین اندیشه هایی درباره آنها دارم بارها و بارها در حافظه دیگران دیده ام . بهترین شعر برای هر کس شعری است که آن را با دل خویش هماهنگ بیند به احترام چنین دل هایی از این کار چشم پوشیدم.\n\nاین مقدمه مبین آن است که شاعر چندان با سبک و سیاق و حال و هوای زمزمه ها سر وفاق ندارد و اگرصحبت های بالا را در آغاز مجموعه « آیینه ای برای صداها » آورد فقط به خاطر آن است که نشان دهد در آن برهه از زمان چنین می اندیشیده است .\n\nاگر زمزمه ها را به باغی تشبیه کنیم ، در این باغ ، نهال های کوچکی هستند که بعدها تبدیل به درختان پر شاخ و برگی می شوند و در مقابل ، علف هایی هم در گوشه و کنار باغ روییده اند که جلوی رشد گلها و بوته های خوش رنگ و بو را گرفته اند و بعدها باغبان ، آن را وجین می کند تا فضای کافی ، برای رشد درختان سترگ شعرش فراهم آید .\n\nیکی از نهال های کوچک این دفتر که آن نیز بعدها درختی پرشاخ و برگ گردید ، همانا استفاده شاعر از پشتوانه فرهنگی – ادبی کلاسیک ، بخصوص ادب عرفانی است .\n\nخنده ات آیینه خورشید هاست در نگاهت صد هزار آهو رهاست\n\nمیوه ای شیرین تر از تو کی دهد باغ
سبز عشق کو بی منتهاست\n\nبرگی از باد سخن هات ار بود هستی صد باغ و بارانش بهاست\n\nپیش اشراق تو در لاهوت عشق شمس و صد منظومه ی شمسی بهاست\n\nدر سکوتم اژدهایی خفته است که دهانش دوزخ این لحظه هاست\n\nکن خموش این دوزخ از گفتار سبز کان زمرد دافع این اژدهاست\n\n \n\nشبخوانی اثر دوم شفیعی کدکنی که در همان سال 1344 خلق شد ، حاصل تلاش او برای رهایی از همان علف های عاریتی که باغ شعر او را تسخیر کرده بودند ، شد . برای این کار هم فرم بیرونی شعرش را تغییر داده و هم محتوای آن را . اکثر اشعار این مجموعه ، در قالب های نیمایی و نیمه سنتی است ، در حالیکه «زمزمه ها» در قالب سنتی بود .\n\nاطلاق نام شبخوانی به این مجموعه گویای جامعه گرایی شاعر است.شبخوانی در زبان و عرف مردم خراسان معنی اصطلاحی و خاصی دارد:«مناجات های شبانه را که در ماه روزه برای بیدار شدن مردمان بر فراز مناره ها می روند و می خوانند،مردم خراسان شبخوانی می گویند و مرد خواننده را شبخوان می نامند.»شاعر احساس می کند که کار او و کار شبخوان کاری است همسان و همسو. کار شبخوان بیداری در شب های ماه رمضان و بیدار کردن مردمان است و کار شاعر آن است که در زمانه ای که همه ی مردمانش «چون گله ی خوش چرای بی چوپان،در دره ی خواب ها رها گشتند» به بیداری آن ها بیندیشد.آن خصلت توجه به فرهنگ و ادب کلاسیک که در «زمزمه ها » از آن به عنوان نهال کوچک یاد کردیم . در این دفتر ، رشد کرده و شاخ برگ بر آورده است . در این راستا او به دل تاریخ و فرهنگ گذشته فرو می رود و در زمینه های مناسب را برای ایماژها و عاطفه شعری خود فراهم می سازد . م.سرشک در این دفتر در سفری ذهنی به گذشته تاریخی – فرهنگی ایران فرو می رود.این خصلت ویژگی اصلی شاعری اوست و هر چه می گذرد ریشه دار تر شده و بیانی هنری تر به خود می گیرد . اما نقدی که بر این دفتر می توان وارد کرد اینکه ، او از دام فریبای «روحیه عاریتی و بیمارگونه سبک هندی» رها گردیده و گرفتار زبان و سبک بیان و حتی دیدگاه تاریخی – اسطوره ای اخوان ثالث شده است .\n\nاو خود در نقد این دفتر می نویسد : باز می توانم از خودم به راحتی این انتقاد را داشته باشم که به چیزهایی که زیاد هم برای من مقدس نبوده اند و آن جنبه های قبل از اسلامی ایران است . چقدر تحت تأثیر اوضاع و احوال و شاید وجود همشهری پیشکسوت ( مهدی اخوان ثالث ) که از صدور ائمه شعر معاصر است ، از خود شیفتگی نشان داده ام .\n\n
زبان حال این مجموعه ، حماسی و متأثر از اخوان ثالث است . همچنین
کیفیت تصویرگری شاعری و نوع نگاهش به تاریخ و فرهنگ کلاسیک ایران است .\n\nبنگر اینجا در نبرد این دژ آیینان\n\nعرضه بر آزادگان تنگ است\n\nکار از باور مردی و جوانمردی گذشته است\n\nروزگار رنگ و نیرنگ است .\n\nدفتر سوم که در سال 1347 انتشار یافت از زبان دکتر عبدالحسین زرین کوب این چنین توصیف می شود: م.سرشک وقتی در سالهای 1343 و 1345 از زادگاه خود ، خراسان ، به شهر غرق ازدحام آهن و فولاد تهران روی می آورد از زبان برگها سخن می گوید و گویی انس با طبیعت که یادگار سال های کودکی و جوانی اوست همچنان او را به سوی خود می کشاند و زمینه ی آهن و پولاد نمی تواند شاعر را از طبیعت مأنوس خود جدا سازد . از این روست که از زبان طبیعت سخن می گوید : از باد و باران، از گل و گیاه، از معنای جوی باران و از زبان مرگ ، او با طبیعت همراز و مأنوس است آن را خوب می شناسد و می تواند به راز عاشقانه فاصله گیرد اما روح لطیف تغزلی او با عشق به کائنات ، عشق به طبیعت و همه مظاهر آن جلوه های خاص می یابد و این عشق در طرف مظاهر طبیعی کافی نیست تا شعر او را مطلوب و مقبول همگان نماید .\n\nاصلی ترین ویژگی این دفتر همین طبیعت گرایی است و تمام سطوح شعر، از زبان گرفته تا موسیقی و عاطفه و حتی درون مایه آن ، کاملاً متأثر از این موضوع است . گویا نام این دفتر نیز برگرفته از عناصر طبیعت است؛ از زبان برگ.\n\nدر «از زبان برگ» هنگامی که م.سرشک از زادگاه خویش به تهران سفر می کند از دریچه ی ترن به کوهها و دشت ها سلام عاشقانه می فرستد و ناگهان احساس می کند که همه مظاهر طبیعت پیام آور صلح و دوستی به یکدیگرند . او فریفته ی طبیعت است و در این دفتر
طبیعت بزرگترین مایه ی الهام اوست . شب با زلال آب راز و نیاز عاشقانه دارد و باران برای او تمثیل روشنایی و پاکی است .\n\nسفر ادامه دارد و پیام عاشقانه ی کویرها به ابرها\n\nسلام جاودانه ی نسیم ها به تپه ها\n\nتواضع نرم و لطیف دره ها\n\nغرور پاک و برف پوش قله ها\n\nصفای گشت گله ها به دشتها\n\nچرای سبز میش ها و قوچ ها و بره ها\n\nرویکرد دیگر در این مجموعه ظهور یک طنز خفیف اما فوق العاده اثر گذار در شعر م.سرشک است تا آنجا که به نظر می رسد از اصلی ترین جنبه های هنرش است ؛ بخصوص که هر چه از نظر زمانی جلوتر می رویم کیفیت طنز شعرش هنری تر و قوی تر می شود .\n\nآخرین برگ سفرنامه باران این است :\n\nکه زمین چرکین است\n\nچه مهربانی هایی\n\nاگر به آب ببخشی\n\nحباب خواهد شد »\n\nم.سرشک در سال 1350 مجموعه ای را ارائه کرد که تمامی مشخصه های سبکی شاعران خراسان را می توان در آن دید . این مجموعه « در کوچه باغ های نیشابور» بود . گویی شاعر در اینجا از تمام خویش برای صعود به قله ی شاعری بهره گرفته است . در دفتر « در کوچه باغ های نیشابور » زبانی شفاف و بی ابهام مشاهده می شود مواریث فرهنگی و سنن تاریخی و زمینه های رستگاری ، طبیعت گرایی ، نمادگرایی ، اسطوره گرایی ، التزام به وزن موسیقی دلنشان ، دردمندی ، منطق مکالمه ، روایت گری و توصیف در جای جای کتاب مشاهده می شود .\n\nم.سرشک از سه عنصر زبانی برای القاء معانی استفاده می کند :الف ) زبان کلاسیک ب) زبان محلی ج) زبان معیار . م.سرشک به خاطر اشرافی که به متون کلاسیک داشت به راحتی توانست از واژه های کهن و حتی ادبیات کهن استفاده کند .\n\nم.سرشک در «در کوچه باغ های نیشابور» از زبان مردم سخن می گوید چرا که در مردم و با مردم می زید. زبان فخیم کلاسیک او چنان در زبان معیارو زبان مردمی محو می شود که شاعر را به طرف آسان گویی و آسان گیری هنری نمی کشاند .