فایل های مشابه شاید از این ها هم خوشتان بیاید !!!!
توضیحات محصول دانلود پاورپوینت آشنایی با حقيقت ادراك در فلسفه ملاّصدرا (کد11204)
دانلود پاورپوینت آشنایی با حقیقت ادراک در فلسفه ملاّصدرا
\n\n عنوان های پاورپوینت :
\n \n\nآشنایی با حقیقت ادراک در فلسفه ملاّصدرا\n\n.شناخت حقیقت اشیاء.\n\n.سهروردی.\n\n.نفی ختم علم.\n\nغیرقابل تعریف بودن علم\n\nمسائل اساسی ناشی از چیستی علم\n\n.پیش فرضهای نظریه مشهور حکمای مسلمان.\n\nدعاوی حکیمان مسلمان در تعریف علم\n\nتعریف علم در فلسفه اسلامی\n\nابن سینا\n\nمبدأ صور\n\nشیخ اشراق\n\nپاسخ اشکال اجتماع جوهر و عرض\n\nفخر رازی\n\nپاسخ به استدلال منکران وجود ذهنی\n\nقوشجی\n\nصدرالدین دشتکی معروف به سید سند\n\nجلالالدین دوانی\n\nصدرالمتالهین\n\nملاعبدالرزاق لاهیجی\n\nتحلیل\n\nحلّ مسأله انتقال آثار و خصوصیات وجود خارجی معلوم به وجود ذهنی\n\nمراحل ادراک: احساس، تخیّل، تعقل\n\nرابطه ادراک و تجرد\n\nتفاوت تعقل و وهم\n\nمدرَکات عقل\n\nاختلاف نظر ملاصدرا و ابن سینا در ادراک\n\nنظر صدرا\n\nدلیل مشهور فلسفه اسلامی درباره واقع نمائی\n\nعبارت قطب الدین شیرازی\n\nتعلیقه صدرا\n\nخلاصه استدلال\n\nنظریة ملاصدرا و مشکل مطابقت\n\nخلاقیت نفس نسبت به صور علمی\n\n2- از طریق اتحاد با عقل فعال\n\n3- از طریق اتحاد نفس با علت اشیاء\n\n4- احاطه وجود نفس بر معلوم\n\n5- از طریق سلوک نفس به سوی معلوم\n\n6- از طریق انکشاف نفس\n\nدلایل تجرد ادراک\n\nدلیل پنجم\n\nدلیل ششم\n\nمسأله رابطه بساطت نفس با کثرت معلومات\n\nحقیقت ادراک در فلسفه ملاّصدرا\n\n \n\n \n\n
\n\nقسمت ها و تکه های اتفاقی از فایل\n\n \n\n.سهروردی.\n\nسهروردی نیز تعریف به حد را برای انسان غیرممکن و سایر تعاریف متداول را تعریف به رسم تلقی نموده است. (سهروردی، 1367، ص36-31)\n\nوی دورهای را که در آن دوره، تفکر محدود شود و درهای مکاشفات و راههای مشاهدات مسدود گردد بدترین دوره حیات بشری معرفی کرده است. (سهررودی، 1367، ص 17)\n\nاو علم و دانش را وقف گروه معدودی ندانسته، منع محقیقین از شناخت بیشتر را مذمت نموده است:\n\n«فلیس العلم وقفا علی قوم لیغلق بعدهم بابالملکوت و یمنع المزید عنالعالمین»(سهروردی، 1372/ج)\n\n.نفی ختم علم.\n\nصدرالمتالهین: وانی ایضا لا ازعم انّی قد بلغت الغایة فیما اردته. کلّا فان وجوه الفهم لا ینحصر فیما فهمت و لا یحصی و معارف الحق لا تقید بما رسمت و لا تحوی لانّ الحق اوسع من ان یحیط به عقل و حدّ.\n\nغیرقابل تعریف بودن علم\n\nعلم و معرفت محصول ارتباط خاص بین عالم و معلوم است. وقتی که معلوم نزد عالم حاضر میشود، ادراک رخ میدهد.\n\nدانستن، محصول یافتن است. عالم زمانی معلوم را میشناسد که آن را دریافت کند. اگر دریافتی نباشد، شناختی نیز در کار نخواهد بود.\n\nتعریف علم ممکن نیست، زیرا اولاً مفهومی بدیهی است و ثانیاً همه چیز را به علم میشناسیم و علم تعریفپذیر باشد یا دور یا تسلسل.\n\nادامه\n\nعلامه طباطبائی: «حصول العلم لنا ضروری، و کذلک مفهومه عندنا\n\nوجود العلم ضروریٌ عندن و کذلک مفهومُه بدیهیٌ لنا\n\nصدرا در اسفار: ولا شیءَ اعرفُ مِن العِلم لانّه حالُه وجدانیةٌ نفسانیّةٌ یجدها الحیُّ العلیمُ مِن ذاته ابتداءً مِن غیر لبسٍ و لا اشتباهٍ و ما هذا شأنه یتعذّر اَن یعرف ما هو اجلی و اَظهر و لانَّ کلَّ شیءٍ یظهر عند العقلِ بالعلمِ به فکیفَ یظهر العلمُ بشیءٍ غیر العلم؟\n\nمسائل اساسی ناشی از چیستی علم\n\nمسأله هستی شناسانه: جوهر یا عرض بودن علم؛ مقولی یا فوق مقوله بودن علم\n\nمسأله معرفت شناسانه: مطابقت صور علمی با معلوم خارجی\n\nمسأله انسان شناسانه: ذاتی یا عرضی بودن علم برای انسان\n\n.پیش فرضهای نظریه مشهور حکمای مسلمان.\n\n1- علم، حصولی است و علم حضوری منحصر به موارد اندکی است.\n\n2- علم، امری مقولی است و مندرج در مقوله کیف است.\n\n3- مطابقت صور علمی با واقع، بدیهی یا شبیه آن است.\n\n4- صور علمی، از عوارض انضمامی نفس است.\n\nدعاوی حکیمان مسلمان در تعریف علم\n\nدر مسئله وجود ذهنی، ادعای حکمای مسلمان دو چیز است:\n\n1- به هنگام علم ، چیزی در ذهن موجود میشود و چنین نیست که علم تنها رابطهای اضافی میان عالم و معلوم باشد.\n\n2-آنچه در ذهن پدید میآید با آنچه در عالم خارج موجود میگردد، از نظر ذات و ماهیت یکی است.\n\nدو نکته\n\n1- در بحث وجود ذهنی به رابطه ادراک با شئ ادراک شده پرداختهاند.\n\n2- در بحث اتحاد علم وعالم و معلوم بهرابطه اداراک با شئ اداراک کننده پرداختهاند\n\nتعریف علم در فلسفه اسلامی\n\nفارابی: علم از مقوله کیف نفسانی است.\n\nابن سینا\n\nابنسینا: از سویی علم را عارض بر نفس میداند و از سویی دیگر علم را حضور مثال حقیقت شئ (نه نفس حقیقت شئ) نزد مدرک میداند\n\nدر پاسخ به شبهه عرض بودن صور مکتسب از جواهر، تعریف جوهر (ماهیتی که هرگاه به وجود خارجی موجود شود مستغنی از موضوع خواهد بود) را در جوهر معقول جاری میداند. وی جوهر معقول را به شرط تحقق در عالم خارج، از آن مستثنی نمیداند، یعنی استغناء جوهر در عقل از موضوع را جز تعریف جوهر بهشمار نمیآورد\n\nادامه ابن سینا\n\nوی با تعریف جوهر به استغناء از موضوع در مقام تحقق خارجی، اطلاق جوهر بر مدرک و معلوم بالذات را جایز و در عین حال غیر منافی با عرض بودن آن دانسته است.\n\nبنابراین وی شبهه اجتماع جوهر و عرض را با توجه به عدم استغناء جوهر از موضوع در مقام ادراک ذهنی، ردّ میکند.\n\n \n\nمبدأ صور\n\nابنسینا و پیروان فلسفه مشاء: عقل فعال یا واهبالصور، همان صورتی را که به ماده افاضه کرده است و در نتیجه انواع ماهیات مادی تحصل یافتهاند، همان را به قوه عاقله افاضه مینماید و در نتیجه ماهیات تحصّل علمی مییابند.\n\nتسمیه عقل آدمی، که در آغاز فاقد صور علمی است و قابلیت دریافت آنها را دارد، به عقل هیولانی و عقل بالقوه متأثر از همین عقیده است.\n\nنکته: حوزه بحث ابنسینا، حوزه معقولات اوّلی است و تعریف وی از علم، حوزه معقولات ثانی فلسفی و حوزه معقولات ثانی منطقی را پوشش نمیدهد.\n\nشیخ اشراق\n\nشیخ اشراق: تعقل، حضور شئ مجرد از ماده و بهعبارتی عدم غیبت شئ از ذات مجرد از ماده است.\n\nوی در ردّ کسانی که بین وجود و شیئیت تفاوت قائلند و شیئیت را اعمّ از وجود میدانند و مدرَک و معقول ذهنی را غیر موجود اما واجد شیئیت تلقی میکنند، مدرَک ذهنی را در ذهن موجود دانسته است\n\nوی صورت ادراکی را هویت مثالی و ظهور ظلّی موجود خارجی میداند\n\nبر این نکته تأکید نموده که مثال شئ از هر جهت همانند خود آن شییء نیست.\n\nاو همچنین میان مثل و مثال تفاوت قائل شده، مثال یک شئ را مثل آن نمیداند\n\n \n\nپاسخ اشکال اجتماع جوهر و عرض\n\nوی بر همین اساس به اشکال اجتماع جوهر و عرض پاسخ می دهد.\n\nبهنظر وی معلوم ذهنی، مثال شئ خارجی است و از هر جهت مثل خود آن شئ خارجی نیست. زیرا از خصوصیات موجود خارجی این است که در بیرون از ذهن باشد. اگر معلوم ذهنی حتی از این جهت هم مانند وجود خارجی باشد لازمه آن این است که معلوم ذهنی در ذهن محقق نشود.\n\nشیخ اشراق در آخرین نظریه خود، در باب علم انسان، نظریه اشراق نفس را پذیرفته است که در تقابل با نظریه وجود ذهنی است\n\nنکته: تعریف وی صرفا به حوزه معقولات اوّلی محدود نیست، زیرا ظهور ظلّی موجود خارجی معنای عامی است که کاربرد آن در حوزه معقولات ثانی نامفهوم و فاقد معنی نیست، هر چند کاربرد آن در حوزه معقولات اولی آشکارتر است\n\nفخر رازی\n\nکیف محض بودن یا اضافه محض بودن علم را ردّ کرده و آن را کیفیت ذات اضافه میداند\n\nوی در پاسخ به استدلال منکران وجود ذهنی مبنی بر استلزام فرض محل واحد برای سیاهی و سپیدی به هنگام تعقل آن دو، نیز لزوم ترتّب آثار وجود خارجی بر وجود ذهنی، میگوید:\n\nوجود خارجی با وجود ذهنی تفاوت دارد و حصول تضاد بین سیاهی و سپیدی مشروط به وجود خارجی است و اختلاف در ترتب آثار را ناشی از اختلاف در قوابل دانسته، به گونهای که حرارت موجود در ماده جسمانی دارای عوارض ویژهای و حرارت موجود در نفس مجرد از وضع و مقدار دارای عوارض دیگری است.\n\nپاسخ به استدلال منکران وجود ذهنی\n\nوی در پاسخ به استدلال منکران وجود ذهنی مبنی بر لزوم اجتماع ضدین به هنگام تصور سیاهی و سفیدی در صورتیکه علم کیف باشد، آن را کیفیت ذات اضافه میداند.\n\nوی در مقام بیان رابطه ادراک با شئ ادراک شده بر نظرابنسینا تأکید نموده و با بیان تفاوتهای وجود ذهنی با وجود خارجی، تبیینی جامع از آن ارائه نموده و بر ادّعای تطابق ماهوی تأکید نموده است و در مقام بیان رابطه ادراک با شخص ادراک کننده علم را کیفیت ذات اضافه دانسته است.\n\nخواجه طوسی و ...\n\nخواجه طوسی: در واکنش به استدلال منکران وجود ذهنی مبنی بر لزوم اجتماع ضدین به هنگام تصور حرارت و برودت، علم را نه عین ماهیت شئ خارجی، بلکه صورت و مثال آن دانسته است.\n\nدبیران کاتبی: با تفاوت قائل شدن میان خود شئ و صورت آن، شبهه اجتماع ضدین را ردّ کرده و لزوم ترتّب آثار وجود خارجی بر وجود ذهنی را منتفی دانسته است.\n\nعلامه حلی: نیز در شرح وی بروز شبهه مذکور را ناشی از عدم لحاظ تفاوت بین شئ و شبیه آن شمرده است و معلوم ذهنی را صورت، مثال و شبیه شئ، نه ذات و حقیقت شئ دانسته است.\n\nادامه\n\nخواجه طوسی، دبیران کاتبی و علامه حلی علم و ادراک را بهصورت و مثالی از شئ ادارک شده در نفس ادراک کننده یا در برخی جهازات عصبی وی نظیر سایه بر دیوار و تصویر بر کاغذ تعریف نمودهاند بهگونهای که رابطه این صورت با شئ ادارک شده صرفا شباهت است و صور ذهنی اشباح اشیاء خارجی تلقّی میشوند و به دلیل مشابهت با اشیاء خارجی بر اشیاء خارجی دلالت دارند\n\nهمانگونه که وجود لفظی کلمات بر اشیاء خارجی دلالت دارد با این تفاوت که دلالت الفاظ و کلمات بر اشیاء دلالت وضعی است ولی دلالت صور ذهنی بر اشیاء دلالت طبعی است. از اینرو دلالت الفاظ بر معانی تنها برای کسانی که به وضع آنها آگاه هستند مفید است، ولی دلالت صور ذهنی بر اشیاء، همگانی است.\n\n \n\n \n\n30 تا 70 درصد پروژه | پاورپوینت | سمینار | طرح های کارآفرینی و توجیهی | پایان-نامه | پی دی اف مقاله ( کتاب ) | نقشه | پلان طراحی | های آماده به صورت رایگان میباشد ( word | pdf | docx | doc )