Xبستن منو





 کافه پاورپوینت

ساخت پاوپوینت با هوش مصنوعی

کم تر از 5 دقیقه با هوش مصنوعی کافه پاورپوینت ، پاورپوینت بسازید

برای شروع ساخت پاورپوینت کلیک کنید

ساخت پاورپوینت با هوش مصنوعی کافه پاورپوینت2


شما در این مسیر هستید : کافه پاورپوینت / محصولات / پاورپوینت ها / دانلود پاورپوینت دلایل امکان معاد چه چیزی است

 دانلود پاورپوینت دلایل امکان معاد چه چیزی است

سفارش انجام پاورپوینت کم ترین هزینه - بهترین کیفیت - تحویل در چند ساعت
آیدی تلگرام : @e2proir | تماس 09385759340

دانلود پاورپوینت دلایل امکان معاد چه چیزی است

شناسه محصول و کد فایل : 420987

نوع فایل : Powerpoint پاورپوینت

قابل ویرایش تمامی اسلاید ها و دارای اسلاید مستر صریح و واضح برای ویرایش سریع و راحت تر

امکان باز کردن فایل در موبایل - لپ تاپ - کامپیوتر و ...

امکان ویرایش و شخصی سازی ویرایش با هوش مصنوعی - امکان ادغام چندین مقاله در یک پاورپوینت - امکان اضافه کردن مطالب به پاورپوینت با هوش مصنوعی - امکان حذف و اضافه کردن متن و چیدمان دوباره پاورپوینت با چند کلیک - امکان تغییر تم پاورپوینت با چند کلیک - امکان انتخاب فونت و رنگ بندی ها متنوع قبل از دانلود - جستجو و ایجاد شده توسط کاربران

با یک خرید میتوانید بین میلیون ها پاورپوینت ، 35 پاورپوینت را به مدت 30 روز دانلود کنید

هزینه فایل : 1500000 : 350000 تومان

خرید اشتراک و دانلود فایل


فایل های مشابه شاید از این ها هم خوشتان بیاید !!!!
 دانلود پاورپوینت کالکشن کروز چیست

دانلود پاورپوینت کالکشن کروز چیست

 دانلود پاورپوینت نکاتی در ضمینه فشن شو 2023 دیور کروز

دانلود پاورپوینت نکاتی در ضمینه فشن شو 2023 دیور کروز

 دانلود پاورپوینت کالکشن‌های کروز 2022؛ فصلی پس از نگرانی‌های کرونا

دانلود پاورپوینت کالکشن‌های کروز 2022؛ فصلی پس از نگرانی‌های کرونا

 دانلود پاورپوینت هفته مد پاریس

دانلود پاورپوینت هفته مد پاریس

 دانلود پاورپوینت درمان زونا چیست

دانلود پاورپوینت درمان زونا چیست

 دانلود پاورپوینت درمان بیماری‌های زنان با طب سنتی و داروهای گیاهی

دانلود پاورپوینت درمان بیماری‌های زنان با طب سنتی و داروهای گیاهی

 دانلود پاورپوینت طب سنتی زنان در تهران

دانلود پاورپوینت طب سنتی زنان در تهران

 دانلود پاورپوینت تحقیق در ضمینه کهکشان ها — معرفی 20 پاورپوینت با موضوع کهکشان ...

دانلود پاورپوینت تحقیق در ضمینه کهکشان ها — معرفی 20 پاورپوینت با موضوع کهکشان ...

 دانلود پاورپوینت مشکلات ارتوپدی کودکان + درمان مشکلات پای کودکان

دانلود پاورپوینت مشکلات ارتوپدی کودکان + درمان مشکلات پای کودکان

 دانلود پاورپوینت فلوشيپ ارتوپدى اطفال مجموعه ارتوپدی تخصصی فوق تخصصی دکتر ...

دانلود پاورپوینت فلوشيپ ارتوپدى اطفال مجموعه ارتوپدی تخصصی فوق تخصصی دکتر ...

 دانلود پاورپوینت آموزش نیکوکاری در مدارس دوره ابتدایی ایران

دانلود پاورپوینت آموزش نیکوکاری در مدارس دوره ابتدایی ایران

 دانلود پاورپوینت دررفتگی مفصل ران چطور درمان می شود

دانلود پاورپوینت دررفتگی مفصل ران چطور درمان می شود

 دانلود پاورپوینت درمان استئوآرتریت مفصل ران

دانلود پاورپوینت درمان استئوآرتریت مفصل ران

 دانلود پاورپوینت آسیب دیدگی مفصل لگن

دانلود پاورپوینت آسیب دیدگی مفصل لگن

 دانلود پاورپوینت 11 دلیل درد لگن ومفصل ران و راه های درمان

دانلود پاورپوینت 11 دلیل درد لگن ومفصل ران و راه های درمان

 دانلود پاورپوینت درد مفصل ران مجموعه ارتوپدی تخصصی فوق تخصصی دکتر میر

دانلود پاورپوینت درد مفصل ران مجموعه ارتوپدی تخصصی فوق تخصصی دکتر میر

 دانلود پاورپوینت هيئت بطلميوس

دانلود پاورپوینت هيئت بطلميوس

 دانلود پاورپوینت تفسیر آیات مهم جزء بیست و یکم قرآن کریم

دانلود پاورپوینت تفسیر آیات مهم جزء بیست و یکم قرآن کریم

 دانلود پاورپوینت برسی مطلوبیت پیاده راه‌های شهری براساس مؤلفه‌های کیفی؛ مطالعه ...

دانلود پاورپوینت برسی مطلوبیت پیاده راه‌های شهری براساس مؤلفه‌های کیفی؛ مطالعه ...

 دانلود پاورپوینت برنامه‌ر‌یزی توسعه پایدار شهری با تعیین مسیرهای بهینه دوچرخه‌سواری ...

دانلود پاورپوینت برنامه‌ر‌یزی توسعه پایدار شهری با تعیین مسیرهای بهینه دوچرخه‌سواری ...

 دانلود پاورپوینت دلایل عقلی اثبات معاد چیست

دانلود پاورپوینت دلایل عقلی اثبات معاد چیست

 دانلود پاورپوینت ضرورت معاد

دانلود پاورپوینت ضرورت معاد

 دانلود پاورپوینت دلایل معاد

دانلود پاورپوینت دلایل معاد

 دانلود پاورپوینت ضرورت معاد از دیدگاه قرآن

دانلود پاورپوینت ضرورت معاد از دیدگاه قرآن

 دانلود پاورپوینت هوش مصنوعی در بازی‌های کامپیوتری

دانلود پاورپوینت هوش مصنوعی در بازی‌های کامپیوتری

 دانلود پاورپوینت تاریخچه استفاده هوش مصنوعی در طراحی بازی ویدیویی

دانلود پاورپوینت تاریخچه استفاده هوش مصنوعی در طراحی بازی ویدیویی

 دانلود پاورپوینت کاربرد  از هوش مصنوعی در بازی

دانلود پاورپوینت کاربرد از هوش مصنوعی در بازی

 دانلود پاورپوینت تأثیر هوش مصنوعی بر گیمینگ چه چیزی است و چگونه دنیای بازی سازی را ...

دانلود پاورپوینت تأثیر هوش مصنوعی بر گیمینگ چه چیزی است و چگونه دنیای بازی سازی را ...

 دانلود پاورپوینت چطور هوش مصنوعی (AI) علت  ارتقای بازی‌ها می‌شود

دانلود پاورپوینت چطور هوش مصنوعی (AI) علت ارتقای بازی‌ها می‌شود

 دانلود پاورپوینت AI در طراحی و توسعه بازی‌های ویدئویی و کامپیوتری

دانلود پاورپوینت AI در طراحی و توسعه بازی‌های ویدئویی و کامپیوتری

 دانلود پاورپوینت معرفی هوش مصنوعی+ 10 استفاده هوش مصنوعی

دانلود پاورپوینت معرفی هوش مصنوعی+ 10 استفاده هوش مصنوعی

 دانلود پاورپوینت مراقبت‌های بعد از عمل بینی استخوانی

دانلود پاورپوینت مراقبت‌های بعد از عمل بینی استخوانی

 دانلود پاورپوینت مراقبت های بعد از جراحی بینی گوشتی

دانلود پاورپوینت مراقبت های بعد از جراحی بینی گوشتی

 دانلود پاورپوینت مراقبت‌های ویژه پس از عمل جراحی در منزل کدامند

دانلود پاورپوینت مراقبت‌های ویژه پس از عمل جراحی در منزل کدامند

 دانلود پاورپوینت مراقبت های بیمار بعد از عمل جراحی

دانلود پاورپوینت مراقبت های بیمار بعد از عمل جراحی

 دانلود پاورپوینت آشنا شدن با با مراقبت های بعد از عمل کلستئاتوم گوش میانی

دانلود پاورپوینت آشنا شدن با با مراقبت های بعد از عمل کلستئاتوم گوش میانی

 دانلود پاورپوینت مراقبت‌های بعد از عمل جراحی قاعده جمجمه

دانلود پاورپوینت مراقبت‌های بعد از عمل جراحی قاعده جمجمه

 دانلود پاورپوینت مراقبتهای بعد از عمل هموروئید یا بواسیر (جراحی و لیزر) + طول درمان ...

دانلود پاورپوینت مراقبتهای بعد از عمل هموروئید یا بواسیر (جراحی و لیزر) + طول درمان ...

 دانلود پاورپوینت بودجه چه چیزی است و انواع آن کدام اند

دانلود پاورپوینت بودجه چه چیزی است و انواع آن کدام اند

 دانلود پاورپوینت بودجه دولتی: تعاریف

دانلود پاورپوینت بودجه دولتی: تعاریف



توضیحات محصول دانلود پاورپوینت دلایل امکان معاد چه چیزی است

  • دلایل توانایی معاد چیست
  • راهنمای سایت
  • دلايل بر ضرورت معاد
  • "اليه مرجعكم جميعا وعد الله حقا"در اين تمام معاد را حافظه نشان مى‏سازد، همچنانكه تمام قبلى آغاز را تذكر مى‏داد، وجمله"وعد الله حقا"از باب استوار شدن مفعول مطلق پست فعلش مى‏باشد، و معناى جمله: "وعده الله وعدا حقا"است، يعنى خداى تعالى بشارت داده وعده‏اى حق.
  • كلمه"حق"عبارت است از چيزى كه اساس و واقعيت داشته باشد و خبر، برحسب آن‏واقعيت‏باشد.بنا بر اين، آگاهی و يا به عبارتى وعده‏اى كه خداى تعالى مى‏دهد به اينكه معادى درپيش است‏حق بودنش به اين مفهوم است كه خلقت الهى به نحوى چهره گرفته كه جز بابرگشتن موجودات به سوى او تمام و كامل نمى‏شود، و از تمام موجودات يكى هم نوع آدم است‏كه بايد به سوى خداى تعالى برگردد.و اين مانند سنگى است كه از آسمان به جهت زمين‏حركت مى‏كند كه با حركت‏خود وعده افتادگی بر زمين را مى‏دهد، برای اینکه حركتش سنخه‏اى است‏كه جز با نزديك گشتن تدريجى به زمين و جز برکنارشدن و آرام گرفتن در روى زمين تمام‏نمى‏شود، اشياء آفاق نيز چنين‏اند، حركتشان نهايتى دارد و آن برگشت‏به خداى تعالى است، به همان مبدئى كه از آنجا حركت را ابتدا كردند، آيه زير همين مفهوم را حافظه نشان ساخته‏مى‏فرمايد: " يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقيه" (1) دقت فرمائيد.
  • "انه يبدؤا الخلق ثم يعيده ليجزى الذين آمنوا و عملوا الصالحات بالقسط..."اين جمله، جمله"اليه مرجعكم جميعا"را تاكيد، و معناى اجمالى مراجعه و معاد را كه‏اين تمام متضمن آن است تفصيل و بسط مى‏دهد.
  • ممكن هم هست تعليل آن جمله پیشین باشد، و بخواهد به دو دلیل و برهانى كه قرآن‏همواره به آن دو حجت‏بر تایید معاد دلیل مى‏كند اشاره نمايد.حجت ابتدا را جمله: "انه‏يبدؤا الخلق ثم يعيده"متضمن است، به اين بيان كه يكى از سنت‏هاى جارى خداى سبحان‏اين است كه هستى را به هر چيزى كه مى‏آفريند افاضه مى‏كند، و اين افاضه خود را به رحمتش‏آنقدر بقیه مى‏دهد تا آن حاضر خلقتش به حد كمال و تماميت‏برسد، در اين مدت آن حاضر به‏رحمتى از خداى تعالى حاضر شده و زندگى مى‏كند و از آن رحمت‏برخوردار مى‏گردد، و اين‏برخوردارى همچنان بقیه دارد تا مدت معين.
  • بعد از آنكه آن مدت بسر آمد و موجود یادشده به نقطه انتهاى اجل معين خود رسيد اين‏رسيدن به نقطه نهائى فناء و هيچ گشتن آن حاضر نيست، زيرا معناى فانى شدنش باطل شدن‏رحمت الهى‏ايست كه علت وجود و بقاء و نشانه ها وجود يعنى حيات، قدرت، علم و ساير آثاروجودى او بود، و آشکار است كه بخشش الهى ابطال نمى‏پذيرد.پس، رسيدن به نقطه نهائى‏اجل به معناى گرفتن و قبض كردن رحمتى است كه بسط كرده بود.آرى، آنچه خداى تعالى‏افاضه مى‏كند وجه خدا و حضور او است، و وجه خدا نابودی پذير نيست.
  • پس، اينكه مى‏بينيم فلان حاضر از بين مى‏رود و اجلش بسر مى‏آيد، اين سرآمدن اجل‏آنطور كه ما مى‏پنداريم نابودی و ابطال آن حاضر نيست، بلكه بازآمدن آن به سوى خداى تعالى‏است، به همان جائى كه از آنجا نازل شده بود، و برای اینکه آنچه پیش خدا است‏باقى است، پس اين‏موجود نيز باقى است، و آنچه كه به نگاه ما، هست و نيست‏شدن مى‏باشد در حقیقت بسط رحمت‏خداى تعالى و قبض آن است، و اين همان معاد وعده داده شده است.
  • و دلیل دوم را جمله"ليجزى الذين آمنوا و عملوا الصالحات بالقسط..."متضمن‏است، به اين بيان كه عدل و قسط الهى - كه يكى از صفات فعل او است - اجازه نمى‏دهد كه‏در درگاه او دوغ و دوشاب يكسان باشد، با آن كسى كه با ايمان اتیان در برابرش خضوع‏نموده، و اجرا صالح كرده و با آن كسى كه بر حضرتش استكبار و به خود و به آياتش كفرورزيده يك جور تجارت كند.اين دو طايفه در دنيا كه بطور يكسان در تحت‏سيطره اثاث و علل‏طبيعى قرار داشتند، اسبابى كه به اجازه خدا يا سود مى‏رسانيد، و يا آسیب اگر قرار باشد در آخرت‏هم بطور يكسان با آنان تجارت شود آزار خواهد بود.
  • پس، جز اين باقى نمى‏ماند كه خداى تعالى بين اين دو طايفه در زمانى كه به سوى اوبر مى‏گردند فرق بگذارد، به اين مفهوم كه مؤمنين نيكوكار را جزاى خير، و كفار بد كار را سزاى‏بد دهد، تا ببينى آنان از چه چيز خوشی مى‏برند، و اينان از چه چيز دردمند و دلگیر مى‏شوند.
  • بنابر اين، تكيه اين حجت‏بر دو چيز است، يكى بر اختلاف اين دو طائفه به حافظه ايمان‏و رفتار صالح، و كفر و رفتار ناصالح، و ديگرى بر كلمه"بالقسط"، اين نكته را از نگاه دور مدار.وجمله"ليجزى"بنابر آنچه از آشکار بيان کاربرد مى‏شود متصل است‏به جمله"اليه مرجعكم‏جميعا".
  • البته اين حدس هم هست كه جمله: "ليجزى..."متعلق باشد به جمله"ثم يعيده"، كه در اين صورت، كلام آن جهت را كه گفتيم يعنى جهت فرق‏گذارى بين دو طائفه و بيان عدل‏الهى را ندارد، بلكه جهت تعليل دارد، و به يك دلیل كه همان دلیل دومى است اشاره خواهدداشت.و از سمت لفظ آيه، حدس دوم به هوش نزديكتر است.
  • "هو الذى تقلب الشمس ضياء و القمر نورا..."كلمه"ضياء"بطورى كه فرموده شده - مصدر است‏براى"ضاء، يضوء، ضوء و ضياء"
  • همانطور كه كلمه"عياذ"مصدر است‏براى"عاذ، يعوذ، عوذا و عواذا".و اى بسیار كه تجمع باشدبراى كلمه"ضوء"، همانطور كه كلمه"سياط"جمع است‏براى"سوط"و اين بند چيزى‏در تقدير دارد كه مضاف كلمه"ضياء"است، و تقدير آن"جعل الشمس اصل ضياء و القمرذا نور"است، يعنى خداى تعالى خورشيد را داراى ضياء و ماه را داراى نور كرد.
  • و همچنين كلمه"منازل"در جمله"و قدره منازل"مضافى در تقدير دارد، و تقديركلام: "و قدره ذا منازل"است، يعنى خداى تعالى ماه را داراى منزلها كرد تا در مسير حركتش‏در هر شب به منزلى از آن خانه ها برسد، غير آن منزلى كه شب قبلش در آنجا قرار داشت.نتيجه‏اين تقدير الهى اين شد كه قرص ماه دائما در حالت دور گشتن از خورشيد حركت كند، تا از طرف‏ديگر باز به خورشيد برسد، و يك دور تمام اين حركت قمر، يك ماه قمرى را و دوازده ماه يك‏سال را تشكيل دهد، و خلق خدا در شمردن رقم سالها و رسيدگى به حسابها از اين تقدير الهى‏بهره‏مند شوند.نكته ديگرى كه آيه مورد بحث آن را تکبر مى‏كند اين است كه خداى تعالى آنچه را كه‏در بكار اندازى اين تقدير و اين نظام آفريده، و نتايج و اهدافى كه بر خلقت آنها مترتب ساخته، همه بحق بوده، زيرا نتايج نامبرده اهدافى حقيقى‏اند، كه بطور آراسته بر مخلوقات او مترتب‏مى‏شوند.پس، در تمام جهان خلقت نه لغوى در كار است، و نه منظور باطل و بيهوده‏اى، و نه‏تصادف و اتفاقى.
  • پس، خداى تعالى درصورتی که اين موجودات را خلق كرده و بر اين ترتيب آراسته ساخته براى‏اين بوده كه شؤون حيات شما را تدبير، و امور معاش و معاد شما را سازش كند.پس او بهمين‏دليل رب شما و مالك امر و صاحب تدبیر شان شما است و جز او ربى نيست.
  • "يفصل الايات لقوم يعلمون" - حدس دارد كه مقصود از"تفصيل آيات"تفصيل به‏حسب تكوين خارجى باشد، و حدس هم دارد مقصود تفصيل به طبق بيان لفظى باشد، و بعيدنيست كه بگوئيم اولى به سياق آيه نزديكتر است.
  • "ان فى تفاوت الليل و النهار و ما خلق الله فى السموات و الارض لايات لقوم‏يتقون"در انجمن البيان فرموده: تفاوت بين دو چيز به اين مفهوم است كه هر يك به طرفى‏مخالف جهت ديگرى برود، به عنوان مثال يكى در سمت نور حركت كند و ديگرى در سمت ظلمت (2) وظاهرا اين كلمه از ماده"الخلف"گرفته شده كه به معناى پشت‏سر است، و تفاوت بين دوچيز در اساس به اين مفهوم بوده كه يكى از آن دو، پس آن ديگرى قرار گيرد.و آنجا استعمالش‏را پیشرفت داده‏اند به حدى كه در مغايرتى كه بين دو چيز باشد استفاده كرده‏اند، در نتيجه هم‏بر حسب اساس لغت مى‏گويند"اختلفه"يعنى فلان چيز را پشت‏سر خود قرار داد، و هم بر حسب‏توسعه مذكور مى‏گويند: "اختلف الناس فى كذا - مردم در اين باره تفاوت كردند"كه اين‏عبارت، ضد عبارت: "اتفق الناس فى كذا - مردم در اين امر اتفاق كردند"مى‏باشد.و اماتعبير"اختلف الناس اليه"معنايش اين است كه مردم پيرامون فلانى آمد و شد و رفت وآمد كردند، جمعى وارد بر او شدند و جمعى از پیش او بیرون گشتند، كه در اين تعبير هم معناى اصلى كلمه‏محفوظ است، زيرا آن تعداد كه وارد مى‏شوند آن عده‏اى را كه خارج‏اند پشت‏سر قرار مى‏دهند.
  • و مقصود از"اختلاف ليل و نهار"يا اين است كه شب و روز يكى پس از ديگرى وارد بر زمين‏مى‏شوند، و هفته‏ها، ماهها و سالها را ترسيم مى‏كنند.و يا تفاوت ساعت‏شب و روز در اغلب‏بقاع مسكون زمين است، برای اینکه شب و روز تنها در تعادل بهارى برابرند.از روز ابتدا بهار به بعددر نقاط شمالى روزها رو به زيادت مى‏گذارد، يعنى روز طولانى‏تر از شب مى‏شود، در نتيجه‏هر روز از روز قبلش طولانى‏تر مى‏گردد، تا در ابتدا تابستان به اما درجه طول مى‏رسد، از آن‏روز به بعد روزها آغاز به كوتاه گشتن مى‏كند، تا در نقطه تعادل پاييزى يعنى در روز ابتدا پاييزدوباره مساوی شب مى‏شود.
  • از شب ابتدا پاييز به بعد شب رو به زيادت نهاده، تا به ابتدا زمستان كه نقطه نهائى طول‏شبها است‏برسد، مجدد از آن شب تا شب ابتدا بهار رو به كوتاه گشتن و در نهايت‏برابر روز شدن‏مى‏رود، و اين جريان در منطقه ها جنوبى به عكس است، در نتيجه هر زمانى كه در منطقه ها شمالى روزهارو به بلندى باشد، در منطقه ها جنوبى رو به كوتاهى است، و در عوض شبهاى آنجا به همان‏نسبت رو به زيادت مى‏گذارد.
  • اختلاف ابتدا يعنى پشت‏سر هم در آمدن شب و روز همان عاملى است كه امر ساكنين‏زمين را از نظر تاب تدبير مى‏كند، در روز تاب اشعه را بر روى زمين مى‏گستراند، و در شب‏سرماى تاریکی را، و اين تفاوت حرارت و برودت بادها را به دنبال مى‏آورد، و نيز در روز مردم‏را براى حركت و کوشش در امر معاش برمى‏انگيزد، و در شب همه را براى آرامش و آرامش‏جمع مى‏كند، همچنانكه قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: "و جعلنا نومكم سباتا و جعلناالليل لباسا و جعلنا النهار معاشا" (3) .
  • و تفاوت دوم عاملى است كه فصول چهارگانه سال را ترسيم و امر خوراک و آذوقه راتدبير مى‏كند همچنانكه قرآن كريم مى‏فرمايد: "و اندازه فيها اقواتها فى اربعة ايام سواءللسائلين" (4) .
  • دو كلمه"نهار"و"يوم"مترادفند، ولی - بطورى كه فرموده شده - بين آن دو فرقى‏هست و آن اين است كه كلمه"نهار"علاوه بر معناى روز دلالت‏بر گسترش نور نيز دارد، وشايد به همين جهت‏بوده كه تنها اين كلمه در برابر كلمه"ليل"استعمال مى‏شود بلكه كلمه‏يوم را در جائى استفاده مى‏كنند كه عنايتى به تکبر گسترش نور نداشته باشند، حکایت مواردى كه‏سخن از شمردن ايام باشد، كه در چنين مقامى مى‏گويند: "عشرة ايام - ده روز"و"عشرين‏يوما - بيست روز"و...، ولى فرموده نمى‏شود"عشرة نهارات"و"عشرين نهارا"و...
  • آيه شريفه حاوی است‏بر دلیل تمام عيارى بر يگانه وجود داشتن خداى تعالى در ربوبيت، براى اينكه ليل و روز و آنچه در آسمانها و زمين آفريده آورنده نظامى تنها و عمومى و متفقند، نظامى كه امر موجودات زمينى و آسمانى و مخصوصا آفاق انسانى را تدبير مى‏كند، تدبير واحدكه اجزاء آن به يكديگر متصلند، اتصالى كه بهتر از آن تصور ندارد.
  • اين حدس نيز در بين هست كه آيه شريفه، در پست احتجاج بر مساله توحيد نباشد، بلكه در آهنگ تعليل جمله"يفصل الايات لقوم يعلمون"در آيه قبلى باشد، برای اینکه كلمه"ان"كه‏خاصيت تعليل را دارد بر سر آن آمده.و بنا بر اين احتمال، مناسب‏تر آن است كه مقصود ازاختلاف ليل و نهار حدس اول باشد، نه معناى دوم، براى اينكه همين معناى تفاوت از جمله"جعل الشمس ضياء و القمر نورا و قدره منازل"به هوش مى‏رسد، (در نتيجه معناى آيه چنين‏مى‏شود: او همان خدائى است كه خورشيد را روشن و ماه را نورانى كرد، و براى ماه منزلهائى‏مقدر فرمود، تا رقم سالها و محاسبه را بدانيد...براى اينكه در اين تفاوت شب و روز كه‏باعث پديد آمدن فصول است، و در موجودات زمين و آسمان كه آورنده اين نظام عالمى هستندآياتى است‏براى مردمى كه تقوا داشته باشند)و مناسب‏تر وجود داشتن اين معناى"اختلاف"با مطلب‏آيه قبل نسبت‏به معناى ديگر آن روشن است.
  • "ان الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا الاخلاق برهان كرم الاعراق; خصلت پاك و نيك، دليل وراثتهاى پسنديده آدم (از پدر و مادر) است‏». (5)
  • به همين دليل در خانواده‏هاى پاك و با فضيلت غالبا فرزندانى با فضيلت تربیت مى‏يابند و بعكس افراد بدجنس غالبا در خانواده‏هاى بدجنس و آلوده‏اند.
  • 2- در حديث ديگرى از همان جناب مى‏خوانيم: «عليكم فى جستجو الحوائج‏بشراف النفوس و ذوى الاصول الطيبة فانها عندهم اقضى وهى لديهم ازكى; در جستجو حوائج‏به نشان مردم شريف‏النفس كه در خانواده‏هاى پاك و اصيل تربیت يافته‏اند برويد، به چه دلیل كه نيازمنديها پیش آنها بهتر انجام مى‏شود و پاكيزه‏تر چهره مى‏گيرد!» (6)
  • 3- در عهد طومار مالك شتر در توصيه‏اى كه على عليه السلام به مالك درزمینه انتخاب افسران لايق براى سپاه اسلام مى‏كند، چنين مى‏خوانيم: «ثم الصق بذوى المروءات والاحساب و سزا البيوتات الصالحة والسوابق الحسنة ثم سزا النجدة و الشجاعة والسخاء و السماحة فانهم آرمش من الكرم و شعب من العرف; بعد پيوند خود را با شخصيتهاى اصيل و خانواده‏هاى امین و خوب سابقه پابرجا ساز و پس از آن با مردمان باجرات و بخشنده و بزرگوار، به چه دلیل كه آنها كانون فضيلت و مركز نيكى هستند.» (7)
  • 4- تاثير پدر و يا مامان آلوده در شخصيت اخلاقى فرزندان تا آن میزان است كه در حديث ديگرى از امام راستگو عليه السلام آمده است: «ايما امراة فرمانبری زوجها و هو شارب الخمر، كان لها من الخطايا بعدد ستاره شناسی السماء، و كل مولود يلد منه فهو نجس; هر زنى فرمانبری از همسرش كند در حالى كه او شراب نوشيده (و با او همبستر شود) به رقم ستارگان آسمان مرتكب خطا شده است و فرزندى كه از او زاده مى‏شود آلوده خواهد بود!» (8)
  • در روايات گوناگون ديگرى نيز از قبول خواستگارى مرد شراب پست و بد خصلت و آلوده نهى شده است. (9)
  • 5- تاثير تربيت پدر و مامان در فرزندان تا آن پايه است كه در حديث سرشناس نبوى آمده است:
  • كل مولود يولد على الفطرة حتى يكون ابواه هما اللذان يهودانه و ينصرانه; هر نوزادى بر ذات پاك توحيد (و اسلام) زاده مى‏شود مگر اين كه پدر و مامان او را به آئين يهود و نصرانيت وارد كنند» (10)
  • جائى كه تربيت‏خانوادگى، ايمان و عقيده را متحول سازد چطور ممكن است در خصلت اثر نگذارد؟
  • 6- همين امر دلیل شده است كه مساله تربيت فرزندان به عنوان يكى از اساسى‏ترين حقوق آنها بر پدر و مامان شمرده شود; در حديث نبوى صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم:
  • «حق الولد على الوالد ان يحسن اسمه و يحسن ادبه; حق بچه بر پدر اين است كه آوازه نيكى بر او بگذارد و او را بخوبى تربيت كند» (11)
  • روشن است نامها نشانه ها تلقينى بسيار مؤثرى در روحيه فرزندان دارد; آوازه شخصيتهاى بزرگ و پيشگامان تقوا و فضيلت، آدم را به آنها نزديك مى‏كند، و آوازه سردمداران فساد و رذيلت، آدم را به سوى آنها مى‏كشاند; در اسلام حتى از اين مساله ظريف روانى غفلت نشده و فصل مبسوطى درزمینه نامهاى خوب و نامهاى بد در كتب حديث آمده است. (12)
  • 7- در حديث ديگرى از همان جناب مى‏خوانيم: «ما نحل والد ولده برتر من ادب حسن; بهترين بخششى يا ميراثى كه پدر براى فرزندش مى‏گذارد، همان ادب و تربيت نيك است.» (13)
  • 8- امام سجاد على بن الحسين عليه السلام در همين زمينه تعبير رسائى فرموده است مى‏فرمايد: «وانك مسؤول عما وليته به من حسن الادب و الدلالة على ربه عزوجل و المعونة له على طاعته; تو در مساوی آنچه ولايتش برعهده تو گذارده شده است (از خانواده و فرزندان) مسؤول هستى نسبت‏به تربيت نيكوى آنها و هدايت‏به سوى پروردگار و کمک او بر اطاعتش.» (14)
  • 9- اميرمؤمنان على عليه السلام در يكى از كلمات خود تعبيرى دارد كه نشان مى‏دهد كه خلق و خوى پدران ميراثى است كه به فرزندان مى‏رسد; مى‏فرمايد: «خير ما ورث الآباء الابناء الادب; بهترين چيزى كه پدران براى فرزندان خود به ارثیه مى‏نهند ادب و تربيت صحيح و فضائل اخلاقى است.» (15)
  • 10- اين بحث را با بیان ديگرى از على عليه السلام در نهج‏البلاغه پايان مى‏دهيم:
  • امام عليه السلام به زمان شرح شخصيت و بيان موقعيت‏خود براى ناآگاهانى كه او را با ديگران مقايسه مى‏كردند مى‏فرمايد: «و قد علمتم موضعى من رسول الله بالقرابة القريبة و المنزلة الخصيصة وضعنى فى حجره و انا وليد يضمنى الى صدره ... يرفع لى كل يوم علما من اخلاقه و يامرنى بالاقتداء;شما قرابت و نزديكى مرا با پيامبر صلى الله عليه و آله و منزلت‏خاصم را پیش آن جناب بخوبى مى‏دانيد; كودك خردسالى بودم پيامبر مرا در دامنه خود مى‏نشاند و به سينه‏اش مى‏چسباند... او روزمره براى من پرچمى از فضائل اخلاقى خود مى‏افراشت و مرا امر مى‏كرد كه به او پیروی كنم (و اين خلق و خوى من زائيده آن تربيت است.)
  • جالب اين كه امام در لابه‏لاى همين بیان هنگامى كه از خلق و خوى پيغمبر اكرم بحث مى‏كند، چنين مى‏فرمايد: «و لقد سده الله به صلى الله عليه و آله من لدن ان كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن خصلت العالم ليله و نهاره; از همان دوران كه رسول‏خدا صلى الله عليه و آله از شير باز گرفته شد، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مامور ساختن تا شب و روز وى را به راههاى مكارم خصلت و صفات نيك دنیا سوق دهد.» (16) بنابراين پيامبر صلى الله عليه و آله خود نيز از تربيت‏يافتگان فرشتگان بود.
  • درست است كه خصلت و صفات روحى آدم اعم از خوب و بد، از داخل او بر مى‏خيزد و با تصمیم او شكل مى‏گيرد ولى انكار نمى‏توان كرد كه زمينه‏هاى متعددى براى شكل‏گيرى خصلت خوب و بد وجود دارد كه يكى از آنها وراثت از پدر و مامان و همچنين تربيت‏خانوادگى است; و اين مساله قطع نگاه از تحليلهاى علمى و منطقى، بینات عينى و تجربى زیاد دارد كه قابل انكار نيست.
  • به همين دليل براى ساختن فرد يا جامعه منتظم به زيورهاى اخلاقى بايد به مساله وراثت‏خانوادگى و تربيت‏هائى كه از نونهالان در دامن مامان و آغوش مامان مى‏بينند دقت داشت و اهميت اين‏دوران در قالب شخصيت انسانها را ابداً فراموش نكرد.
  • 4- تاثير علم و آگاهى در تربيت
  • ديگر از زمينه‏هاى تربیت اخلاق افزایش دادن سطح علم و آگاهی افراد است، به چه دلیل كه هم با دليل منطقى و هم با تجربه‏هاى زیاد به پابرجایی رسيده است كه هر اندازه سطح آگاهی و دانش الهى نسان بالاتر برود فضائل اخلاقى در او شكوفاتر مى‏شود; و بعكس، بی اطلاعی و فقدان فرهنگ الهى ضربه شديد بر پايه ملكات فضيله وارد مى‏سازد و سطح خصلت را تخفیف مى‏دهد.
  • در ابتدا اين كتاب در بحث ارتباط «علم‏» و «اخلاق‏» بحث فشرده‏اى درزمینه پيوند اين دو داشتيم، و گفتيم بعضى از دانشمندان و فلاسفه به حدی در اين باره اغراق كرده‏اند كه گفته‏اند «علم مساوى است‏با اخلاق‏».
  • و به تعبير ديگر، علم و حكمت‏سرچشمه خصلت است (آن گونه كه از سقراط نقل شده) و رذائل اخلاقى علیل جهل و نادانى است.
  • مثلا، انسانهاى متكبر و بدخواه به اين دليل اسیر دو رذيله شده‏اند كه از نشانه ها شوم و زيانهاى حسادت و تكبر بى‏خبرند; آنها مى‏گويند هيچ كس آگاهانه به دنبال بديها و زشتيها نمى‏رود.
  • بنابراين درصورتی که سطح معرفت اجتماع بالا جویبار كمك به قالب سالم اخلاقى آنها مى‏كند.
  • هرچند اين سخن اغراق آميز است، و تنها از يك زاويه به مسائل اخلاقى در آن تماشا شده است، ولى اين واقعيت را نمى‏توان انكار كرد كه علم، يكى از عوامل زمينه‏ساز خصلت است و به همين دليل افرادى كه اسیر جهل و جاهليت هستند آلودگى بيشتر دارند و عالمان آگاه كه داراى فرهنگ الهى هستند آلودگى كمترى دارند هر تاچند هر يك از اين دو نيز استثناهائى دارند!
  • به همين دليل، در قرآن مجيد در ضمینه دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم كه او مبعوث شد تا «آيات خداوند را بر مردم بخواند و از آلودگيهاى اخلاقى و گناهان پاكسازى كند. (هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى انحراف مبين) (سوره جمعه، آيه‏2)
  • و به اين ترتيب، آزادی از انحراف مبين و گمراهى آشكار و همچنين پاكسازى از رذائل اخلاقى و گناهان به دنبال تلاوت آيات قرآن مجيد و تعليم كتاب و حكمت آماده است كه بى‏شك هدف روشنى بر وجود تماس در ميان اين دو است.
  • در جلد ابتدا از زمان اول پيام قرآن، به زمان بحث پيرامون مسائل مرتبط به آگاهی و شناخت، بینات زنده فراوانى از آيات قرآن مجيد بر تماس علم و معرفت‏با فضائل اخلاقى و ارتباط جهل و فقدان شناخت‏با رذائل اخلاقى بيان گرديده كه در اينجا به ده الگو از آن به چهره فشرده اشاره مى‏كنيم:
  • 1- بی اطلاعی سرچشمه فساد و خمیدگی است! در آيه‏55 سوره نمل مى‏خوانيم كه لوط پيامبر برگ خدا به طایفه منحرفش فرمود: «انكم لتاتون الرجال شهوة من دون النساء بل‏انتم طایفه تجهلون; آيا شما به جاى زنان از روى شهوت به نشان مردان مى‏رويد؟! شما قومى نادانيد!»
  • در اينجا، بی اطلاعی و نادانى قرين با خمیدگی جنسى و فساد اخلاقى شمرده شده.
  • 2- بی اطلاعی سبب بى‏بندوبارى جنسى است! در آيه‏33 سوره «يوسف‏» مى‏خوانيم كه آن جناب در كلام بشخصه بى‏بندوبارى جنسى را همراه با بی اطلاعی مى‏شمارد: «قال رب السجن احب الى مما يدعوننى اليه والا تصاحب عنى كيدهن اصب اليهن و اكن من الجاهلين; او (يوسف) گفت: پروردگارا! زندان پیش من محبوبتر است از آنچه اين زنان مرا به سوى آن مى‏خوانند! و درصورتی که مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، به آنها متمايل مى‏شوم و از جاهلان خواهم بود!»
  • 3- بی اطلاعی يكى از عوامل حسدورزی است! در آيه‏89 سوره يوسف مى‏خوانيم: (در آن دوران كه او عزيز پافشاری کننده شد و بر تخت توان نشست و بطور گمنام در مساوی برادرانش كه براى تحويل گرفتن گندم از كنعان به پافشاری کننده آمده بودند، آشکار شد;) چنين گفت: «قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و اخيه اذانتم جاهلون; آيا دانستيد با يوسف و برادرش (بنيامين) چه كرديد، آن وقت كه بی دانش بوديد!»
  • يعنى بی اطلاعی شما دلیل آن حسدورزی شديد و آن حسدورزی سبب شد كز پروردگارشان به خود سرگرم نمى‏كند.
  • و اين پاک بودن دلهايشان همان تنزيهى است كه آنان نسبت‏به خداى تعالى دارند.
  • آرى، اولياء خدا، پروردگار خود را از هر چيزى كه لايق به ساحت قدس او نيست منزه‏مى‏دارند، چه شريك در نام و چه شريك در معنا، و چه نقص، و چه عدم.و نيز تسبيح آنان‏در باره پروردگارشان تنها تسبيح به زبان و صرف گفتن"سبحان الله"نيست، بلكه تسبيحشان‏هم به زبان، هم به رفتار و هم به قلب مى‏باشد، برای اینکه تسبيح درصورتی که كمتر از اين و در مرحله‏اى‏پايين‏تر از اين باشد تسبيحى آميخته با شرك است، همچنانكه خداى تعالى فرموده: "و ما يؤمن‏اكثرهم بالله الا و هم مشركون" (17)
  • و اين اولياء خدا كه خداى تعالى دلهايشان را از پليدى مهربانی غير خود - كه دل رامشغول از ذكر خدا مى‏سازد - پاك ساخته و از محبت‏خويشتن پر نموده است، تصمیم نمى‏كنندمگر خود خدا را، برای اینکه خداى تعالى خيرى است كه شرى با آن نيست، آرى"و الله خير" (18)
  • و نيز اولياى خدا با دلهاى پر از خير و سلام خود با احدى برابر نمى‏شوند مگربخير و سلام.بله، مگر آنكه طرف برابر كسى باشد كه خير و سلام را تبدیل به شر و آسیب سازد، كه در اين چهره اولياى خدا نيز با شر، با آنان تماس مى‏كنند.همانطورى كه قرآن كريم، شفاءقلوب است‏براى كسانى كه مشتاق شفاء از آن باشند و ليكن براى ظالمين ثمره‏اى جز بيشترشدن گمراهى ندارد.
  • و نيز اولياى خدا و دارندگان چنين قلبى پاک به هيچ چيز و هيچ حادثه‏اى بر نمى‏خورندمگر آنكه آن را نعمتى از نعمت‏هاى خدا يافته، با ديد نعمت‏به آن مى‏نگرند، نعمتى كه ازصفات زیبایی خدا و معانى كمال او حكايت دارد و بزرگی و بزرگی او را بيان مى‏كند، در نتيجه‏اگر چيزى را توصيف مى‏كنند - بدان سمت است كه آن را يكى از نعمت‏هاى خدا مى‏بينند، وجمال خدا - در اسماء و صفاتش - را در آن چيز دیده‌ مى‏كنند، و در هيچ چيز از پروردگار خودغافل و دستخوش فراموشى نمى‏شوند - قهرا اين توصيفشان از آن چيز توصيف پروردگارشان‏است، به افعال و صفات جميل و در نتيجه ثنائى است از آنان بر خدا و حمدى است از ايشان‏براى خدا، برای اینکه حمد چيزى جز ثناء به فعل اختيارى جميل نمى‏باشد.
  • اين است وضع اولياى خداى تعالى تازمانی كه در دنيايند، يعنى در دار رفتار قرار دارند، ودر امروزشان براى فردايشان جد و تقلا دارند، و ولی بعد از آنكه از اين خانه بیرون شده، به لقاءپروردگارشان رسيدند و خداى تعالى وعده‏هائى كه به آنان داده بود بطور كامل به آنان داده، ودر بخشش و در دار كرامت‏خود جايشان داد، و در آن زمان نورشان را تمام مى‏كند همان نورى‏را كه در دنيا فقط به آنان داده بود، و قرآن كريم وضع آن روز آنان را چنين حكايت مى‏كند: "نورهم يسعى بين ايديهم و بايمانهم يقولون ربنا اتمم لنا نورنا" (19) .
  • در اين جا است كه خداى تعالى شرابى پاک کننده به آنان مى‏چشاند و با آن، سريره وباطنشان را از هر شرك آشكار و پنهانى پاك مى‏كند، و در نور علم و يقين غرقشان مى‏سازد، و ازاقيانوس دلشان چشمه‏هاى حكمت‏بر زبانهايشان جارى مى‏كند، در نتيجه نخست‏خداى تعالى‏را تسبيح و تنزيه نموده، بعد به رفقايشان كه همان انبياء و صديقين و شهداء و صالحين‏اندسلام مى‏كنند، آنجا خدا را با رساترين وجه و به بهترين بيان حمد و تسبيح و تحسین مى‏گويند.
  • اين آن مطالبى است كه دو آيه شريفه مورد بحث قابل برابری بر آنها هست - و خداداناتر است - اينك اين دو آيه را تمام جمله مفهوم مى‏كنيم: كسانى كه ايمان آورده و اعمال‏صالح مى‏كنند"تجرى من تحتهم الانهار فى جنات النعيم"، در جنات نعيم نهرها از زيركاخشان روان است.گفتيم كه در اين تمام سخن از بهشت ولايت و تطهير دلها است، "دعويهم فيها سبحانك اللهم"، دعوايشان در آن بهشت‏ها همه اين است كه بارالها تو راتسبيح مى‏گوئيم.و گفتيم كه در اين تمام خدا را از هر خرابی و احتیاج و شريكى پاک مى‏دارند، و اين گفتارشان بر وجه ظهور است، يعنى خدا را موجود مى‏بينند و تسبيحش مى‏گويند، چون‏اولياى خدا از پروردگار خود سربه زیر نيستند، "و تحيتهم فيها سلام"و در آنجا درودشان به‏يكديگر سلام است، كه اين بازدید را به هدف امنيت مطلق نامگذارى كردن است، گو اينكه‏در دنيا نيز يكديگر را به كلمه سلام تحيت مى‏گويند، و ليكن سلام در دنيا نشانه امنيت نسبى وامنيتى اندك است، ولی در بهشت نشانه امنيت مطلق است، "و پایان دعويهم ان الحمد لله‏رب العالمين"آخرين مرتبه كمال علم سزا بهشت‏بدينجا منتهى مى‏شود كه خدا را بعد ازتسبيح و تنزيه تحسین گويند.
  • در سابق در تفسير آيه شريفه: "الحمد لله رب العالمين" (20) نيز گفتيم كه هر چندهر كسى مى‏تواند به زبان بگويد"الحمد لله"و ليكن از آنجا كه حمد، توصيف و ستایش کردن ≠ نکوهیدن خداى‏تعالى است، هر كسى نمى‏تواند خداى را توصيف كند، اين كار تنها از بندگان بااخلاص خداى‏تعالى بر مى‏آيد، افراد انگشت‏شمارى كه خداى تعالى آنان را براى خود غیرمخلوط نموده، و به كرامت قرب خود خاص داده و هيچ واسطه‏اى بين آنان و بين خداى تعالى نيست.به آيه زيرتوجه بفرمائيد كه چطور خداى تعالى را از توصيف خلق پاک دانسته و تنها توصيف بندگان‏مخلص را امضاء مى‏كند: "سبحان الله عما يصفون الا عباد الله المخلصين" (21) .
  • و به همين سمت است كه مى‏بينيم خداى عز و جل حمد كسى را در كلام مجيدش نقل‏نكرده الا حمد افراد انگشت‏شمارى از انبياى گرامش را، مانند نوح، ابراهيم، محمد، داوودو سليمان(عليهم صلوات الله).در گفتگويش با جناب نوح(ع)فرموده: "فقل الحمدلله الذى نجينا من القوم الظالمين" (22) و از جناب ابراهيم(ع)حكايت كرده كه‏گفت: "الحمد لله الذى وهب لى على الكبر اسمعيل و اسحق" (23) ، و در تاچند جا كه‏دستوراتى به رسول اسلام(ص)مى‏دهد مى‏فرمايد: "قل الحمد لله" (24) ، و از داوود و سليمان(ع)حكايت كرده كه: "و قالاالحمد لله" (25) .
  • همچنانكه در تاچند جاى كلام مجيدش حمد سزا بهشت را حكايت كرده است، مانند: "و قالوا الحمد لله الذى هدينا لهذا" (26) " و قالوا الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن" (27) ، "و قالواالحمد لله الذى صدقنا وعده" (28) "و پایان دعويهم ان الحمد لله رب العالمين".
  • از آيه مورد بحث کاربرد مى‏شود كه خداى سبحان، مؤمنين از سزا بهشت را سرانجام‏به بندگان بااخلاص خود پیوست مى‏سازد، پس اين آيه رهنمایی دارد بر وعده‏اى جميل و بشارتى‏عظيم به مؤمنين.
  • پى‏نوشتها:
  • (1)هان اى انسان!تو دائما در حال کوشش و حركت‏به سوى پروردگارت هستى، تلاشى كه تو را به‏ديدار او مى‏كشاند."سوره انشقاق، آيه 6"
  • (2)مجمع البيان، ط.اسلاميه، ج 5، ص 91.
  • (3)ما خواب شما را مايه راحتى شما و شب را پوشش و روز را براى معاش شما قرار داديم."سوره‏نبا، آيات 9 - 11".
  • (4)"سوره حمد، آيه 7".
  • (5)"سوره نساء، آيه 69".
  • (6)محققا ابرار از جامى خواهند نوشيد كه مزاج كافور دارد، از چشمه‏اى كه بندگان خدا از آن‏مى‏نوشند، چشمه‏اى كه خود آنان آنرا به نوعى ناگفتنى بجوشش در مى‏آورند."سوره انسان، آيات 5 و 6".
  • (7)محققا ابرار در نعيم خواهند بود...و از شرابى سر به مهر خواهند نوشيد...، چشمه‏اى كه تنهامقربين از آن - و يا به آن مى‏نوشند - "سوره مطففين، آيات 22 - 28"
  • (8)بيشتر مردم به خدا ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه در عين حالت مشركند."سوره يوسف، آية 106"
  • (9)"سوره طه، آيه 73".
  • (10)نورشان در پيشاپيش آنان و در جهت راستشان در حركت است، مى‏گويند: پروردگارا نور ما رابراى ما به حد كمال و تمام برسان."سوره تحريم، آيه 8"
  • (11)"نورشان در پيشاپيش آنان و در جهت راستشان در حركت است، مى‏گويند: پروردگارا نور ما را براى ما به حد كمال و تمام برسان «سوره تحريم، آيه 8»
  • (12)"سوره حمد، آيه 2".
  • (13)منزه است‏خداى تعالى از آنچه خلق در توصيفش مى‏گويند، مگر توصيف بندگان بااخلاص او."سوره صافات، آيات 159 و 160".
  • (14)بگو تشکر خداى را كه ما را از شر طایفه ستمكار آزادی بخشيد."سوره مؤمنون، آيه 28".
  • (15)حمد خداى را كه در پيرى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد."سوره ابراهيم، آيه 39".
  • (16)بگو حمد از آن خدا است."سوره نمل، آيه 93"
  • (17)گفتند: الحمد لله"سوره نمل، آيه 15".
  • (18)و گفتند حمد خدائى را جزا است كه ما را براى رسيدن به چنين سرانجامى هدايت فرمود."سوره اعراف، آيه 43"
  • (19)و گفتند حمد آن خدائى را كه اندوه و دلواپسى را از ما ببرد."سوره فاطر، آيه 34"
  • (20)و گفتند حمد آن خدائى را جزا است كه به وعده‏اى كه به ما داده بود وفا كرد."سوره زمر، آيه 74".
  • (21) سوره زمر آيه 42
  • (22) سوره سجده آيه 10 - 11
  • (23) سوره سجده آيه 9
  • (24) سوره اسراء آيه 85
  • (25) سوره يس آيه 82 - 83
  • (26) سوره ماه آيه 50
  • (27) سوره طه آيه 55
  • (28) سوره الرحمان آيه 14

تو پروژه یکی از بزرگ ترین مراجع دانلود فایل های نقشه کشی در کشو در سال 1394 تاسیس گردیده در سال 1396 کافه پاورپوینت زیر مجموعه تو پروژه فعالیت خود را در زمینه پاورپوینت شروع کرده و تا به امروز به کمک کاربران و همکاران هزاران پاورپوینت برای دانلود قرار داده شده

با افتخار کافه پاورپوینت ساخته شده با وب اسمبلی

لوگو اینماد لوگو اینماد لوگو اینماد
An unhandled error has occurred. Reload 🗙