ساخت پاوپوینت با هوش مصنوعی
کم تر از 5 دقیقه با هوش مصنوعی کافه پاورپوینت ، پاورپوینت بسازید
برای شروع ساخت پاورپوینت کلیک کنید

شما در این مسیر هستید : کافه پاورپوینت / محصولات / پاورپوینت ها / دانلود پاورپوینت دانشآموزان فاقد شناسنامه و جامانده از مدرسه
سفارش انجام پاورپوینت کم ترین هزینه - بهترین کیفیت - تحویل در چند ساعت
آیدی تلگرام : @e2proir | تماس 09385759340
شناسه محصول و کد فایل : 371323
نوع فایل : Powerpoint پاورپوینت
قابل ویرایش تمامی اسلاید ها و دارای اسلاید مستر صریح و واضح برای ویرایش سریع و راحت تر
امکان باز کردن فایل در موبایل - لپ تاپ - کامپیوتر و ...
امکان ویرایش و شخصی سازی ویرایش با هوش مصنوعی - امکان ادغام چندین مقاله در یک پاورپوینت - امکان اضافه کردن مطالب به پاورپوینت با هوش مصنوعی - امکان حذف و اضافه کردن متن و چیدمان دوباره پاورپوینت با چند کلیک - امکان تغییر تم پاورپوینت با چند کلیک - امکان انتخاب فونت و رنگ بندی ها متنوع قبل از دانلود - جستجو و ایجاد شده توسط کاربران
با یک خرید میتوانید بین میلیون ها پاورپوینت ، 35 پاورپوینت را به مدت 30 روز دانلود کنید
هزینه فایل : 850000 : 185000 تومان
زهرا جعفرزاده / روزنامه هممیهن
گزارشهای میدانی گروهی از مددکاران مدنی نشان میدهد، تقاضا پول، اخلال در سامانه ثبتنام، صادر نشدن بخشنامهها، طولانی بودن دوران تمدید اسناد هویتی، کودکان بیرون از پیوند یا پیوند موقت و به دنیاآمدن در خانوادههای آسیبدیده، کودکان را از تحصیل بازداشته است.
سامانه ثبتنام، اشتباه میدهد. آنها کد ملی ندارند، نمیتوانند نامنویسی کنند. مدیر ایراد میآورد: «جا نداریم.» فردا با یاری رسان میروند: «به شما چه ارتباطی دارد، باید پدر بیایَد.» مددکاران میگویند، فرزندان نتیجه از روابط بیرون از پیوند یا پیوند موقت، کودکان نتیجه پیوند پدر بیرونی و مامان ایرانی و کودکان با پدر و مامان آسیبدیده از تحصیل جا ماندهاند؛ هر تاچند که فرموده میشود از راه فرمانداری، استانداری و... میتوان به منظور آنها برگهای گرفت و ثبتنامشان کرد، ولی روند به حدی طولانی است که دیر میشود و در را به رویشان میبندند. آنها درصورتی که تحت پوشش مؤسسههای حمایتی نباشند، به منظور همیشه از تحصیل بی بهره میمانند.
مسئول حقوقی یکی از همین نهادهای اجتماعی میگوید که در حال موجود ۵۰ پرونده در جریان دارد؛ پرونده کودکانی که ایرانیاند و باید کارت شناسایی بگیرند اما تعدای سال است، منتظرند. انتظارهای تعدای ساله به منظور به شمار آمدن. در طرف آنها کودکان افغانستانی هم نامشخص ماندهاند؛ کودکانی که فشار اضافی را توان میکنند. با اینکه قبل از این دستورات متعددی برای نامنویسی آنها در مدرسه ها آمده ولی اگر ممنوع باشند جایی در مدرسه ها ندارند. مجازها هم باید مدرک تازه بیاورند. این درحالیست که در شهریور امسال دادستان کل کشور در بخشنامهای فرموده بود که تمام افراد پایین ۱۸ سال باید در مدارس نامنویسی شوند و عذری برای خودداری از پذیرش آنها وجود ندارد. او بر پوشش آموزشی کامل همه افراد ساکن ایران صرفنظر از قومیت آنها اصرار کرده بود.
قبل از آن هم در سالهای ۹۵ و ۱۴۰۱ آگاهی از مجانی بودن تحصیل کودکان افغانستانی داده بودند. در تیرماه سال ۱۴۰۰، مطابق دستور رهبری، بخشنامهای برای نامنویسی این کودکان صادر شد. بر اصل آن، کودکان افغانستانی که مدرک ارزشمند دارند با ظهور در مدارس نامنویسی خواهند شد. کودکان افغانستانی فاقد مدرک اگر حاوی یکی از بندهای ۹گانه باشند در دفاتر سرپرستی صورت خواهد گرفت و نامنویسی دانشآموزانی که هیچ گونه مدرکی برای سکونت در ایران ندارند در اداراتکل امور وابستگان و مهاجرین بیرونی صورت خواهد گرفت.
یک سقف و دو هوای سیاست نامنویسی کودکان در مدرسه ها همچنان بقیه دارد؛ وضعیتی که بر عدد کودکان به جامانده از تحصیل افزایش کرده. چه ایرانی و چه خارجی. ایرانیان به واسطه نداشتن کارت شناسایی و خارجیان به دلیل ممنوع بودن و نداشتن اوراق هویتی جدید. از آنها در مدرسه ها پول میگیرند؛ کمترین مبلغش ۳ تا ۵ میلیون تومان است. همان مبلغی که از دختر دانشآموزان کلاس هفتم مدرسهای در کرج تقاضا شده بود. پدر دختر، ایرانی و مامان افغانستانی است. مدرسه ولی او را جزو وابستگان حساب کرد و ثبتنامش نکرده ولی در مقابل تقاضا شهریه کرد.
بحران اوراق هویتی
نرجس رضاعلی، مددکار مدنی است که در بخش تدریس خیریه مهرآفرین فعالیت میکند؛ مؤسسهای که در پشتیبانی از کودکان بیحامی و بدسرپرست فعالیت میکند. او میگوید که هر سال تعداد اضافی از کودکان هستند که به سختی در مدارس نامنویسی میشوند؛ هرچند مؤسسات حمایت کننده تلاش میکنند بچگی از مدرسه جا نماند ولی این مسئله به منظور بچههای بدون شناسنامه و اوارق هویتی مشخص، معمولاً با تنگنا روبهرو میشود: «بهطور کلی کودکانی که کارت شناسایی ایرانی ندارند، کودکان نتیجه از روابط بیرون از ازدواج، کودکانی که خانوادهشان اسناد هویتی را گم کردهاند یا اهمال کرده و به منظور فرزندشان کارت شناسایی نگرفتهاند و کودکان نتیجه از پیوند مادر ایرانی با مرد خارجی، اکثر برای جارو کردن به مدرسه با مشکل روبرو میشوند.
بخش بزرگی از جمعیت به جامانده از تحصیل را همین افراد ایجاد میدهند.» به فرموده این یاری رسان اجتماعی، گاهی به حدی دیر به منظور این کودکان کارت شناسایی صادر میشود که دیگر بهدلیل کبر سنی مدرسه بهراحتی آنها را نامنویسی نمیکند؛ این افراد به جامانده از تحصیل را به مؤسساتی مانند مهرآفرین شناسایی میکنند تا برایشان کلاس درس برگزار شود.
براساس اظهار رضاعلی، در این حلقه بازماندگی از تحصیل، مسئولیت کودکان افغانستانی کلاً مشخص است؛ آنها درصورتی که قانونی وارد کشور شده باشند، کد یکتا دارند و در مدارس نامنویسی میشوند، ولی کودکان ایرانی فاقد شناسنامه، روش سختتری را باید ضمن کنند؛ کد یکتای مهاجران، کدی ۱۲ رقمی است که جانشین کد ملی مهاجران مقیم درون ایران است.
آنطور که این یاری رسان میگوید، قوانین طوری در طرف هم قرار گرفتهاند تا کودکان بدون شناسنامه، از کلاسهای درس جا بمانند: «از زمانیکه دولت الکترونیک راهاندازی شده، اندازه گیری دانشآموزان اینترنتی شده و باید برای نامنویسی در این سامانه خط تلفن خانه و خط تلفن همراه بهنام والدین درج شده باشد، اکنون تصور کنید والدینی که خودشان اوراق هویتی مشخصی ندارند یا مدارکشان را گم کردهاند و خط تلفن همراه به نامشان نیست،چطور میتوانند در این سامانه نامنویسی کنند؟ ما بهعنوان مؤسسه حمایتی، باید بلبل راه برویم تا بتوانیم به منظور این کودکان نامهای بگیریم و ثبتنامشان کنیم. کودکان بدون شناسنامه، کودکان خانوادهای که اسناد هویتیشان گم شده و تعداد تلفن همراه به نامشان نیست، در نامنویسی و اندازه گیری پایه ابتدا مدرسه به سخت بر میخورند، بهطور کلی مشکلات ثبتنامی این کودکان در مدارس بی شمار زیاد و مشکل است.»
به فرموده او، زمانیکه خود خانواده برای نامنویسی فرزندش عمل میکند یا دنبال اوراق هویتی و طومار از فرمانداری، استانداری و... است، همیشه با در بسته روبرو میشود و درصورتی که نهادهای اجتماعی نباشند، اغلب مایوس میشود و فرزندش را به مدرسه نمیفرستد؛ به همین شکل، گروه دانشآموزان به جامانده از تحصیل گستردهتر میشود. فراوانی از کودکانی که تعدادشان در آمار بازماندگی از تحصیل آمده، همین کودکان خانوادههای آسیبدیدهاند و تحت پوشش مؤسسه و نهاد حمایتی نیستند.
بهانهجویی مدیران مدارس
ماجرا ولی به این مکان ختم نمیشود. به فرموده این یاری رسان اجتماعی، بعضی از مدیران مدرسه ها هم بهطور سلیقهای عمل به نامنویسی بچهها نمیکنند؛ کودکانی که اکثر خانواده آسیبدیدهای دارند و مدیر قانع به نامنویسی نمیشود. اکثر برای نامنویسی کودکان بدون کارت شناسایی همکاری نمیکنند؛ موارد اضافی از این مباحث گزارش میشود: «در برخی موردها نداشتن صندلی پوچ و ازدحام کلاسها را ایراد میآورند و از نامنویسی دانشآموز جلوگیری میکنند. یکی از این موردها بهتازگی اتفاق افتاد که پدر مانوس برای نامنویسی فرزندش رفته بود و مدیر فرموده بود، جا نداریم. ولی وقتی برایشان طومار بردیم، مجبور به نامنویسی شدند.
حتی در همان محلههای آسیبدیده هم زیاد از افراد نمیدانند که بعضی از کودکان کارت شناسایی ندارند. برخی از این کودکان ۱۵-۱۴ ساله هستند و بدون کارت شناسایی ماندهاند. یک بچه ۱۳ ساله تحت پوشش ماست که بیسواد است، هیچوقت مدرسه نرفته، درحالیکه ایرانی است. هرچقدر سن این کودکان بالاتر میرود، گرفتن شناسنامهشان هم سختتر میشود.»
او حرفهای دیگری هم دارد: «گاهی قبل آمده که مامان در عقد مردی بوده ولی از شخص دیگری باردار شده، کودکان نتیجه از این روابط، شرایط بی شمار سختی دارند. مواردی هم داشتیم که کودک سالها در خانوادهای زندگی کرده و بعد آشکار شد که بچه مرد دیگری است. درصورتی که اعتمادسازی چهره گیرد و بتوان از خانوادهها اطلاعات گرفت، از این موارد زیاد است، بخصوص از زمانیکه اعتیاد زنان بالاتر رفته و تندی آسیب در خانوادهها زیادتر شده.» با این همه برپایه اعلام رضاعلی، تنها حقوقی مؤسسه خیریه مهرآفرین توانسته برای عدد قابل توجهی از این کودکان کارت شناسایی بگیرد؛ یعنی از آموزشوپرورش و فرمانداری طومار گرفته و به منظور مدرسه برده. ولی مسئله اینجاست که این گونه پیگیریهایی از سوی خانوادهها چهره نمیگیرد و آنها نمیتوانند به منظور فرزندانشان اوارق هویتی بگیرند.
۵۰ پرونده در حالت بررسی
پیمان محمدپور، قیم واحد حقوقی همین مؤسسه حمایتی، فردی است که به منظور این کودکان پرونده ایجاد میدهد تا کارت شناسایی بگیرند. او میگوید که این گونه پروندههایی در نقاط متفاوت کشور ایجاد میشود، حکایت تهران، کرج، سیستانوبلوچستان و... دستیابی هویت افراد هم باتوجه به شرایط منطقهشان انجام میشود.
مثلاً به منظور زابلیها در سیستانوبلوچستان، شرایط خاصی برای دستیابی هویت و تایید نسب وجود دارد ازجمله تهیه گواهی محلی یا تایید سلسله و ریشسفیدان از مهان محلیشان. آنها نامهای آماده میکنند، به ثبت حال میدهند و بعد مبحث در کمیسیون، بعد شورای امنیتی استانداری یا فرمانداری تحقیق میشود؛ درنهایت به منظور صدور کارت شناسایی حکم قضایی تایید بر اولاد با اعلام مشتاق و خوانده که یکی از نسبها، فامیلشان است آزمایش ژنتیک میگیرند. به طورمثال در منطقهای مانند سیستانوبلوچستان بعضی فامیلیها آشکار است که به این شکل کارت شناسایی گرفتهاند؛ حکایت دهمرده یا فیوجیها یا سپاهی در ساری و شمال کشور.
او میگوید که در حال موجود ۵۰ پرونده مرتبط به تقاضا صدور کارت شناسایی کودکان از سوی مؤسسه در حال پی جویی است که اکثر آنها مرتبط به ازدواجهای بیمسئولیت، بی حالی در تایید زوجیت، ممنوعالخدمات وجود داشتن و مجهولالمکان وجود داشتن مددجویان و تایید نسب است؛ زیادتر این پروندهها هم مرتبط به تهران، کرج، مشهد و سیستانوبلوچستان است: «گاهی پرونده بعد از مدتها پی جویی به تنگنا حقوقی میخورد، به طورمثال مشخص میشود که پدر یا مامان کودک، ممنوعالخدمات است، کدملی این افراد سرخ است و شاکی شخصی دارند باتوجه به ظهور نداشتن والدین در این وضعیت، باتوجه به صلاح کودک از قاضی پرونده قصد میشود بهصورت موقت ممنوعالخدمات وجود داشتن پدر یا مامان برداشته شود تا بچه از سزاوار بودن اوراق هویتی بهره مند شود.»
براساس اظهار این متخصص حقوقی، تعدای میلیون بچه حاصل از روابط بدون پیوند ثبتی هستند؛ مامان پس از زایمان در بیمارستان باید بدون اوراق زوجیت ثابت آهسته که پدر نوزاد، ایرانی بوده یا وابستگان اما این روش هم پیچیده و مشکل است و فراوانی از زنان بهدلیل مشکلات معیشتی و مالی تن به پیوند با افراد افغانستانی میدهند.
البته نباید فراموش کرد که بعضی از تولدها در خانه اتفاق میافتد که باید به منظور گرفتن اوراق هویتی، گواهی محلی پر کرد، از پدر و مامان آزمایش دیانای گرفت و با ظهور کودک، آزمایش ژنتیک انجام شود تا نسب مامان و پدر و بچه ثابت شود، گاهی هم قاضی بهصورت جدا از آگهی یا پلیس امنیت سوال میگیرد که در تاریخچه مشخصی که این بچه به جهان آمده، آیا پرونده کودکربایی یا گمشده ایجاد شده است یا خیر. در برخی موردها هم بچه از سوی خانوادهای خریده میشود، که اسناد هویتی ندارد و در روند پی جویی این مسئله با باریک بینی مشخص میشود.
۲۰۰ کارت شناسایی برای کودکان آسیبدیده
محمدپور میگوید که از سال ۹۶ تاکنون حدود ۲۰۰ کارت شناسایی برای این کودکان صادر شده؛ هرچند صدور این شناسنامهها معمولاً زمانبر است و تنها سوال از ثبت حال و نهادهای امنیتی، چندینماه دوران میبرد که با همکاری قوهقضائیه این روند سرعت میشود، برای بعضی از پروندهها افزون از سه سال روند پی جویی ادامه دارد و بهتازگی جوابیهای از استان مورد نگاه آمده است.
درنهایت هم اگر کارت شناسایی کودک موجود نباشد، با پیگیریهای فراوان، بچه با حکم و همکاری قضایی در مدرسه مورد نظر نامنویسی میشود؛ این روند بی شمار سخت است چراکه درنهایت گاهی وزارت آموزشوپرورش از اجرای دستور قوهقضائیه ابا میکند و ضروری است پیگیریهای بیشتری از فرمانداری یا استانداری چهره گیرد، مانند گرفتن کد یکتا.
به فرموده این متخصص حقوقی، ضمن ششماه دوران داده شده تا اقدامات قانونی به منظور گرفتن کارت شناسایی آنها چهره گیرد. تیرماه سال ۱۴۰۰ برپایه دستور مقام بزرگ رهبری، کودکان افغانستانی باید مدرک هویتی بهطور راست و کودکان بدون اسناد هویی از راه دفاتر کفالت سازمان امور وابستگان و مهاجران خارجی نامنویسی شوند.
با این حالت اما تقدیر دیگری در انتظار این کودکان است: «در بحث به جامانده از تحصیل قبلاً رهبری فرموده بودند که همه متعهد به آموزشند و مطابق بخشنامهای که در همین اساس صادر شد، باید تمام وابستگان افغانستانی در مدارس نامنویسی میشدند ولی پس از ماجراهای پسین در تماس با مهاجران افغانستانی غیرمجاز، آنها را در مدارس نامنویسی نمیکنند.» برپایه اعلام او، کودکان بدون کارت شناسایی و اوراق هویتی، در وضعیت خطرناک قرار دارند؛ بازماندگی از تحصیل آنها را در این وضعیت قرار میدهد.
در بین پروندههای آنها، کودکان بدون کارت شناسایی حاصل پیوند زن ایرانی با مرد خارجی بی شمار دیده میشود: «مادهای تصویب شد که باتوجه به مسئله مهاجران افغانستانی، با شرایط خاصتری به کودکان حاصل پیوند مادر ایرانی و پدر افغان، کارت شناسایی داده میشود و نیاز به ثبت پیوند آنان یکی از موردها بود. در تهران شش پرونده از این دست داریم که هرکدام از آنها دو بچه و یکی از آنها چهار بچه دارد. در تمام پروندههای یاد شده تایید نسب تایید زوجیت تعداد در تعداد با پی جویی و گرفتن وکیل و گزارشات یاری رسانی به پست قضایی اقدامات لازم چهره میگیرد.»
این همان نکتهای است که محمدعلی، قیم شعب مؤسسه مهرآفرین دربارهاش نکته دارد. به فرموده او، تا پارسال فرزند حاصل پیوند مادر ایرانی با پدر افغان، میتوانست کارت شناسایی یکطرفه از سوی مامان بگیرد، ولی از پارسال این روند ایستاده شد. این کودکان به منظور رفتن به مدرسه باید از فرمانداری یا استانداری طومار داشته باشند تا بتوانند به مدرسه بروند. به منظور کودکان افغانستانی هم این مسئله ارتباط به قانونی یا غیرمجاز بودن ظهور آنها در ایران دارد. مدرسه ها اجازه نامنویسی کودکان افغانستانی غیرمجاز را ندارند و باید به منظور رد مرز شناسایی شوند. بهدلیل همین موردها قانونی است که هنوز گروهی از دانشآموزان نامنویسی نکردهاند.
پشت درهای بسته
در شرایطی که انتقادات فراوانی به وضعیت نامنویسی دانشآموزان آسیبدیده وارد میشود، گروهی از مددکاران مدنی فعال در حوزه تدریس دست بهکار شدند و گزارشی از مجموعه چالشهای پیشروی این افراد آماده کردند. در بخشی از این گزارش، به وضعیت کودکان غیرایرانی اشاره شده با این تعریف که تمام مشکلات این افراد نشأتگرفته از انجام نکردن شفاف و آشکار قوانین در تماس با اسناد هویتی و روش زندگی آنهاست؛ موضوعی که منتهی به بعضی سوءاستفادهها مثل تقاضا پول زیادتر از سوی مدرسه ها برای نامنویسی آنها شده است.
در این گزارش بخشی از چالشها عنوان شده؛ حکایت انتظار طولانی برای اظهار بخشنامه ثبتنام، درحالیکه وقتی دانشآموز سال قبل در مدرسه نامنویسی شده، نباید به منظور پایه بعدی با مشکل روبرو شود.
ثبتنام در سامانه سهما با کد یکتا انجام میشود ولی کد یکتای بعضی از این دانشآموزان بیجهت در سامانه تصویب نمیشود، تمدید اسناد این دانشآموزان بی شمار زمانبر است، پارسال در مهر و آبانماه اظهار شد که باید اسناد را تمدید کنند، با اینکه مددکاران، وضعیت را به مدیران مدرسه ها تشریح میکردند ولی باز هم دانشآموزان را نامنویسی نمیکردند. گاهی هم این ایراد آورده میشود که سیستم نامنویسی بسته است. نکته دیگر، آمیختگی در صدور برگه آمارگیری یا اسناد دیگری به منظور این افراد است.
امسال تا همین اکنون خبری از این مبحث نیست و افرادی که در ایران به جهان آمدهاند، برای اینکه از قبل گذرنامه نداشتند و ورق حمایت آموزشی هم فقط به منظور محصلان صادر میشد، نتوانستند مدرکی گرفتن کنند. هزینه نامنویسی از مهاجران و نیستی قانون آشکار و یکسان، سخت دیگری است که علت برخوردهای سلیقهای در مدرسه ها شده است. حقیقت دیگر این است که عدد کودکان زیادتر از گنجایش مدارس بخصوص در مناطق کنار و فقیرنشین است.
اداره آموزشوپرورش گاهی با ادا کردن نامه، برخی مدرسه ها را مجبور به نامنویسی میکند ولی این روش همیشه ضمن نمیشود، بخصوص در تماس کودکان مهاجر که بعضاً به آنها فرموده میشود تعدادشان بسیار است و جا نداریم. یا به حدی معطل میکنند که خانواده پشیمان میشود و زمان نامنویسی میگذرد.
کارت هوشمند هم که اخیراً قرار است بهجای کارت حمایت آموزشی سابق داده شود، قانون مشخصی ندارد. مرکزها اتباع اظهار کردهاند ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان، بعضی قسطی و بعضی یکجا این وجه را گرفتن میکنند.
خودداری از نامنویسی بهدلیل اعتیاد والدین
یکی از این فعالان مدنی که سالها در حوزه تدریس کودکان در خاور تهران فعالیت کرده و نخواست نامش در گزارش بیاید، به هممیهن میگوید که بخشی از مشکلات نامنویسی نکردن دانشآموزان بخصوص دانشآموزان ایرانی، نداشتن کارت شناسایی و تایید نشدن ایرانیبودنشان است. زمانیکه پیوند پدر و مادر آشکار نیست یا پدر به منظور فرزندش کارت شناسایی نگرفته، گلاویز اعتیاد بوده، یا اینکه پدر و مادر جدایی کردهاند و هیچکس به منظور کودک کارت شناسایی نگرفته است، شرایط به منظور بازماندگی از تحصیل کودک آماده میشود.
قبلاً یکی از مسئولان در قوهقضائیه ظهور داشت که دغدغهمند بود و به منظور صدور اوراق هویتی به منظور این افراد، همکاری میکرد، اما اکنون دیگر این گونه سمتی وجود ندارد. او میگوید که در یک دورهای در ناحیه خاکسفید، مددکاران توانستند به منظور ایرانیان بدون اسناد هویتی، کارت شناسایی بگیرند، اما برخی جا ماندند. اکنون فرزندان همین افراد هم بدون کارت شناسایی ماندهاند.
به فرموده این یاری رسان اجتماعی، تا سه، چهار سال قبل سیاست اینطور بود که تمام کودکان به مدرسه بروند، اما اکنون شرایط دگرگونی کرده و به این آرامش کودکان را نامنویسی نمیکنند: «قبلاً مدرسه نامنویسی میکرد و میگفت که بعداً مدرک بیاورید، درنهایت ضمن پروسهای دو، سه ساله پیروز میشدند کارت شناسایی بگیرند، اما اکنون مشخص نیست که این وضعیت چقدر طول میکشد. هرچند وقتی ماهیت پدر و مادر آشکار باشد، این روش سریعتر انجام میشود ولی وقتی هویت مجهول باشد، کار بهشدت پیچیده میشود.»
براساس اظهار او، زیادترین دلیل بازماندگی از تحصیل این کودکان، به جهان آمدن آنها در خانوادههای آسیبدیده و گلاویز اعتیاد است. ایرانیانی که نتوانستهاند کارت شناسایی بگیرند افزون از همه در مناطقی مانند خاکسفید، دروازهغار و... دیده میشوند. در دیگر محلات، زیادترین مشکل را مهاجران دارند. بهگفته این مددکار، در این موردها اغلب با گرفتن پول، بچهها را نامنویسی میکنند که پایینترین وجه هم ۵۰۰ بلبل تومان است. گاهی حتی به منظور این کودکان کتاب هم خریده نمیشود و آنها مجبورند با هزینههای بالاتری کتاب بخرند.
او میگوید که سازوکار فعالی برای آشنایی این کودکان وجود ندارد، تا اینکه کسانی که در این اساس فعالیت میکنند هم مدام با پرتابسنگ نهادهای مختلف روبرو میشوند. وقتی برای نامنویسی این کودکان عمل میشود، مدیران مدرسه میگویند که باید پدر و مادرشان بیایند، به شما ارتباطی ندارد. در مناطق کنارهنشین هم بهدلیل انباشتگی و تراکم تعداد دانشآموزان، مدیران از زیربار نامنویسی این دانشآموزان فرار میکنند و هربار بهانهای میآورند؛ از تفنن جویی دانشآموزان تا موردها دیگر. در بعضی از این محلهها هم مدیران مدرسه ها علاقهای ندارند کودکان قوم دوری را نامنویسی کنند.
مثلاً میدانند که والدینشان مصرفکننده یا فروشنده موادمخدر هستند و نمیخواهند ثبتنامشان کنند. این کودکان آهسته از تناوب تحصیل بیرون میشوند. در ملکآباد، پاکدشت و خاکسفید نمونههای اضافی از این کودکان وجود داشتند.
نکته دیگر اما موردها عجیبی است که به این مددکاران گزارش میشود؛ حکایت مدرسهای در کرج که از نامنویسی دانشآموزی که کارت شناسایی دارد، پدر ایرانی و مامان افغانستانی است، جلوگیری کرده بود. مدیر مدرسه به خانواده فرموده بود که چون مامان غیرایرانی است، بچه هم بخش اتباع آشنا میشود و باید برای نامنویسی شهریه بدهد؛ سه تا چهار میلیون تومان. به همین چرا هم برای اندازه گیری به دانشآموز برگهای داده نمیشد.
تولید بچه کار
طاهره پژوهش، مدیرعامل سابق انجمن پشتیبانی از حقوق کودکان و پرکار این حوزه به «هممیهن» میگوید که «ثبتنام بدون قیدوشرط از کودکانی که در سن مدرسه بهسر میبرند»، شعار اصلی ماست. قانون باید بهنفع این کودکان دگرگونی کند. وقتی مزاحم بر سر راه تحصیل کودکان گذاشته میشود، شرایط را به منظور درسنخواندن و رفتنشان به جهت کار آماده میکنند؛ یعنی تولیدکنندهی بچه کار میشوند: «براساس قانون بنیادی و پیماننامه حقوق کودک، دولت عهده دار است، توانایی تحصیل را به منظور همه آماده کند. ما نمیتوانیم بگوییم که پدر و مادر بچه چه کسانی هستند تا حق تحصیل داشته باشند.»
به فرموده پژوهش، وضعیت اقتصادی بهخودیخود منتهی به بازماندگی کودکان از تحصیل میشود، به این لحاظ نباید وضعیت را به منظور این افراد شدت گرفتن کرد: «با وخیمشدن وضعیت اقتصادی، خانوادهها در پایینترین دهکها، مجبور میشوند دست به گزینش بزنند. یعنی از بین چند فرزندشان که به مدرسه میروند، تنها یکنفر را به مدرسه بفرستند. نداشتن اوراق هویتی، کد یکتا، نداشتن آشنایی با روش پیگیریها و... علت خستگی خانوادهها میشود و درنهایت این بچه است که از تحصیل بی بهره میشود.»
این پرکار حقوق بچه میگوید که در این بین کودکان نتیجه ازدواجهای موقت با اینکه ایرانی هستند هم با این مشکلات مواجهاند: «اینقدر برای پیوند موقت آگهی میشود، باید بدانیم که حاصلش فرزندانی بدون کارت شناسایی است. چراکه در فراوانی از موردها صیغهنامه از میان رفته یا صحیح نوشته نشده است و درنهایت منتهی به بی بهرگی کودک از اوراق هویتی میشود.
این افراد تا زمانی که کودک به مدرسه نرود، به منظور شناسنامهدار کردنش عاطفه نیاز نمیکنند.» او میگوید که بهدلیل جلوگیری از تحصیل تعداد اضافی از کودکان در مدارس، خانه بچه ناصرخسرو، مجبور شده کلاس دوم و سوم را تعطیل و به منظور پایه اول، دو کلاس برگزار کند. در این گونه شرایطی به چه دلیل نباید دانشآموز ترک تحصیل کند؟ وضعیت فعلی، این افراد را بهسمت بازارچه هل میدهد. آنها میگویند به چه دلیل باید درس خواند؛ وقتی میتوان در بازارچه کار کرد و چندده میلیون تومان پول درآورد، بعداً هم یک مدرک دیپلم خرید.
تو پروژه یکی از بزرگ ترین مراجع دانلود فایل های نقشه کشی در کشو در سال 1394 تاسیس گردیده در سال 1396 کافه پاورپوینت زیر مجموعه تو پروژه فعالیت خود را در زمینه پاورپوینت شروع کرده و تا به امروز به کمک کاربران و همکاران هزاران پاورپوینت برای دانلود قرار داده شده
با افتخار کافه پاورپوینت ساخته شده با وب اسمبلی
